X
تبلیغات
موسیقی
 
خدا موسیقی را به ما داد تا دردهایمان را از یاد ببریم
 
 
با سلام به دوستان مدتی است که من به این وبلاگ دست نمی زنم چون یک صفحه تو فیس بوک باز کردم بیشتر اون صفحه را درست می کنم حتما اسرع وقت درست می کنم یه مقدار کسالت هم دارم
 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

برگهائي از تاريخ موسيقي ايران (از 1290 تا 1373 هجري شمسي)



1291
• آغاز كار نگارش كتاب"دستور تار"توسط علينقي وزيري.
• تاسيس سينماي آرداشس پاتماگريان در تهران با نوازندگي پيانوي مرتضي محجوبي پشت صحنه هنگام نمايش فيلم.

1292



 رجوع در ادامه مطلب

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور ادامه مطلب ... | 
 
 
 

                 

   
* «اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده‌شان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»
* «اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.»
* «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»
* «تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.»
* «سعی نکن انسان موفقی باشی، بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی.»
* «سخت‌ترین کار در دنیا درک [فلسفهٔ] مالیات بر درآمد است.»
* «سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.»
* «علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.»
* «متوجه هستید که تلگراف سیمی به‌نوعی یک گربهٔ بسیار بسیار درازی است که وقتی دم‌اش را در نیویورک می‌کشید، سرش در لوس‌آنجلس میومیو می‌کند. این را می‌فهمید؟ و رادیو هم دقیقاً به همین شکل کار می‌کند؛ شما پیام‌هایی را از اینجا می‌فرستید و آنها در جایی دیگر دریافتشان می‌کنند. تنها تفاوت در این است که دیگر گربه‌ای وجود ندارد.»
* «مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفکر حل گردند.»
* «من با شهرت بیشتر و بیشتر احمق شدم.البته این یک پدیدهٔ نسبی است.»
* «مهم آن است که هرگز از پرسش باز نه‌ایستیم.»
* «هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکرکردن نیست.»
* «دین بدون علم کور است و علم بدون دین لنگ است.»
* «در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط کوچکی که در نظرما مستقیم جلوه میکند در فضا امتداد یابد خواهیم دید که منحنی است.»
* «به آینده نمی‌اندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.»
* «به‌سختی میتوان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد.»
* «خدا، شیر یا خط؟ نمی‌کند»
* «خداوند زیرک است اما بدخواه نیست.»
* «نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان می‌دهم که مشکلات من در این زمینه عظیم‌تر است.»
* «همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریکی‌ای که این دایره را احاطه می‌کند نیز گسترده می‌شود.»
* «یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند.»
* «اگه نمرهٔ تستت تک شد ناراحت نشو!»
* «در دنیایی که دیوارها و دروازه‌ها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است؟»
* «از وقتی که ریاضی‌دانان از سرو کول «نظریه نسبیت» بالارفته‌اند، دیگر خودم هم از آن سر در نمی‌آورم.»
* «دوچیز بی‌پایان هستند: اول «منظومه شمسی»، دوم «نادانی بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.»
* «من نمیدانم انسان‌ها با چه اسلحه‌ای در جنگ جهانی سوم با یک‌دیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.»

آلبرت انیشتن

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 
استاد ادیب برومند

بهار آزادی

توسط

درود بــــاد بـــه خــرّم دیـــــــار آزادی
دیـــار خـــــــرّم و ایــمـن حــصـار۱ آزادی
ز مـــن ســــلام بـــه آزادی و دبـــستانــش
کـــــه مــــرد حـــق بــــود آمــــوزگــار آزادی
درود بــــاد بـــه آزادگـی و عــــزّ و شـرف
کـــه یـــافـت پــــرورش انــدر کــنـــار آزادی
بــهــار گــرچه صفا بخش و خـرّم آیین است
بـــه خرّمــی نـــبـود چــــون بـــهــار آزادی
شــــراب نـــاب نـــشـاط آورد بــه دلها، لـیک
نـــه هـــمـچـو شــربـت نـوشـین گــوار آزادی
قـــلــم هــمـیـشـه بــــــود پــاســدار اسـتقلال
ســـخـن هـــمـــاره بــــود خـــواســتــار آزادی
بــه کارگـاه زمــان تــار و پــود آبــادی است
کـــه بــسـته‌انــد بـــه زرّیــنۀ تــــــار آزادی
نـــشـان مــبـاد بــه گـیـتی ز گرگ اســتـبـداد
کــــــــه خــــوش چـَرَد گله در مرغزار آزادی
درود بـــــاد بـــر آن کـس کـه پــایداری کـرد
بـــه روز حـــــــــادثـه در پـــــای دار آزادی
ز عــدل و داد کــند ســرزمــین خـویش آبـــاد
گـــــــــر اِعـــتـدال بـــــود پــیـشـکار آزادی
روا بـــود کــــه نــهـد دـسـت قــدرت قـــانون
بـه کـفِّ عـــقـل و درایـــت۲ مــهــــار آزادی
مـــشـو اســیـر تــغـافـل کـــه در کـمین صیّاد
مـصــمـّم اســـت بـــه قـصـد شکــــــــار آزادی
بـــه بـار بـــنـد گــی و ننگ، تـن نخواهد داد
کــسـی کـه یـــافــت نشـان، ز افــتخــار آزادی
بــسـا بـــه خـرمــنِ آزادی آتش افـکـنـدنـد
بــــــه نــام بــرزگــر و آبـــــیـــار آزادی
بـسـاکـسا کـــه نمک خورد و بر نمکدان کوفت
کــــــه بـــود بــر سر خوان ریـزه‌خوار آزادی
بـــه اعتبـار امـــم۳ لــــطمـه‌هـا بـــه بار آرد
چـــــو لـطمــه بـــــار شـــود اعـــتـبـار آزادی
ز یـــکـّه تــازی زور آوران بـــر آرد۴ گـــرد
چـــــو گــرم تــاز شــــود شـــهـســوار آزادی
چــو بلــبلانِ چـمن در زمــــانـه خـواهـد بـود
ادیـــب نــغـمـه‌گـــر شــــــــــــاخــسار آزادی

من کيستم؟

من کيستم، به عاشقي از پا فتاده ئي

در اشتياق دوست ، دل از دست داده ئي

در کوره راه عشق، جفا ديده رهروي

وندر کمند طرفه سواري پياده ئي

خونين دل از ملال و قدح سان نشسته ئي

کاهيده از سرشک و چو شمع ايستاده ئي

بر بخت خويشتن، در اقبال بسته ئي

بر روي دشمنان، در شادي گشاده ئي

چون لاله پا به دامن عزلت کشيده ئي

چون سبز سر به سينه ي صحرا نهاده ئي

پاکيزه، همچو قطره ي اشک محبتي

در پاي نازنين صنمي اوفتاده ئي

درس وفا، به مکتب اخلاص خوانده ئي

دل در طبق گذاشته، چون لوح ساده ئي

بر مال و جاه و منصب اشراف زادگان

بي اعتنا، ز مادر ايام زاده ئي

بس راز هاست در دل خونين من اديب

چون در دل پياله ئي از سرخ باده ئي

عمر دوباره

شبها به اشتياق رخ ماهپاره ئي

هردم فتد ز گوشه ي چشمم ستاره ئي

کانون آتش است دل شعله بار من

آه ار برون کشد سر از اين دل شراره ئي

اي مه، عجب مدار که گردد به گرد چرخ

دل در هواي وصل تو چون ماهواره ئي

آنجا که هرزه گوي، مياندار محفل است

تدبير چيست گر که نگيرم کناره ئي

بنگر به دامن شفق آن پاره هاي ابر

تا پي بري بحال دل پاره پاره ئي

با آن سَموم قهر که بر کشتخوان وزيد

ديگر چه انتظار ز کشت بهاره ئي

نازم بدان وجود، که برق عنايتش

تابد به کوه و دشت به هر سنگ خاره ئي

احوال کار بسته نگوييم جز به دوست

کو پيش پاي ما بنهد راه چاره ئي

ديدار يار از پس يک عمر انتظار

باشد اديب معني عمر دوباره ئي

 

 

                                      

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

   

گفت‌وگو با سعید رودباری، نوازنده پیشكسوت تمبک؛
وضعیت موسیقی اسفناک است


موسیقی ما - علی شهبازی: حسین تهرانی زمانی گفته بود: «پیش از این ما تمبك‌نوازان مثل صفر پیش از عدد بودیم. حالا آمده‌ایم بعد از عدد نشسته‌ایم».سعید رودباری یكی از پیروان مكتب تمبك‌نوازی حسین تهرانی، سال‌ها است به دور از هیاهو مشغول تدریس و نوازندگی تمبك است. وی تا قبل از سال ١٣٧٠ و انتشار آلبوم «شورآفرین» كنسرت‌ها و اجراهای خصوصی فراوانی با اساتید موسیقی ایرانی داشته كه هنوز منتشر نشده. آثار منتشرنشده او شامل همنوازی با نوازندگان بزرگی همچون یاحقی، شهناز، فضل‌الله توكل و فرهنگ شریف است. وی كنسرت‌های متعددی نیز در داخل و خارج كشور داشته كه از آن میان مجموعه كنسرت‌های او با فرهنگ شریف با استقبال خوب اهل موسیقی مواجه شد. رودباری پس از سال‌ها سكوت امروز از موسیقی و معضلات آن سخن می‌گوید. گفته‌های وی هشداری است برای اهالی موسیقی سنتی ایران و این سوال را در ذهن تداعی می‌كند كه آیا نوازندگان هنوز هم صفر بعد از عدد هستند یا نه؟


شما سال‌ها است مشغول نوازندگی و تدریس تمبك هستید. نظرتان راجع ‌به وضعیت موسیقی در حال حاضر چیست؟
قبل از اینكه به موسیقی امروز بپردازم می‌خواهم وضعیت موسیقی در دوران گذشته را یادآوری كنم. شاید دوره اوج موسیقی ایران در زمان ساسانیان باشد. زمانی كه موسیقیدانان در رده نجبا و بزرگان قرار داشتند. نتیجه چنین رویكردی ظهور هنرمندانی مثل نكیسا و باربد است. متاسفانه در ادوار مختلف ایران مورد تاخت و تاز مهاجمان قرار گرفته است و این مساله در آثار هنرمندان هم نمود پیدا كرد. علاوه‌بر این حاكمان و پادشاهان همیشه از هنر استفاده ابزاری می‌كردند و نوازندگان بزرگ از ترس قطع انگشتان‌شان مجبور به نواختن در دربار پادشاهان بودند. البته لازم است بگویم كه این مشكل فقط مختص ایران نبود و كلیسا هم در گذشته موسیقی را شیطانی می‌دانست و انگشتان نوازنده‌ها را می‌شكست.

اما موسیقی غرب بالاخره توانست جایگاه خودش را تثبیت كند!
موسیقی ایران هم نهایتا با تاسیس رادیو در سال ١٣١٩ به نقطه‌عطف و شكوفایی مجدد رسید. رادیو ایران در آن زمان به موسیقی به‌عنوان یك ركن اساسی در برنامه‌های خود نگاه می‌كرد. من نمی‌خواهم بین امروز و گذشته رادیو مقایسه‌ای انجام دهم. اما هرگاه صداوسیما یك مدیر كاربلد و ارزشمند داشته، از فرهنگ این مملكت دفاع كرده است. هیچ‌كس هم این كار را بهتر از مرحوم «پیرنیا» انجام نداد. پیرنیا از خانواده‌ای بسیار سرشناس بود و با تدبیر و درایت خود توانست بزرگ‌ترین اساتید ایران را در زیر سقفی به نام رادیو گردآوری كند. این مرد بزرگ با توانایی خود توانست نوازنده‌ها را در تهران دور هم جمع كند و علی‌رغم اینكه رادیوی سابق كه در میدان ارگ قرار داشت امكانات محدود و فضای كوچكی داشت آثاری به مراتب ارزشمندتر از تولیدات امروز صداوسیما ارائه كرد. دلیل این امر فقط شناخت كافی مدیران رادیو از موسیقی و فرهنگ جامعه بود.

اما مدیرانی مانند آقای شهبازیان كه كارنامه درخشانی در موسیقی دارند در زمان مدیریت واحد موسیقی صداوسیما با انتقاد اهالی موسیقی مواجه شدند. آیا به نظر شما ایشان در این زمینه موفق بوده‌اند؟
آقای شهبازیان نوارنده و آهنگساز بسیار فرهیخته‌ای هستند. اما در زمان ایشان موسیقی ایرانی پیشرفت چشمگیری نداشت. البته باید بگویم در گذشته هم مواردی مثل اختلاف آقایی در شورای موسیقی با آقای ادیب خوانساری وجود داشت. ایشان مسوول شورای موسیقی بودند و به‌خاطر اختلاف با هنرمند بزرگ ادیب خوانساری تعدادی از آثار ضبط شده ایشان را از بین بردند. آقای شجریان هم بار اولی كه به رادیو مراجعه كردند با دلایل واهی مثل بودجه نداریم پذیرفته نشدند و آقای فضل‌الله توكل نوازنده سنتور نیز با وساطت آقای یاحقی پذیرفته شدند. این نكته به‌دلیل سختگیری و وسواس مدیران در انتخاب نوازندگان بود. اما امروز در شورای موسیقی شاگردان درجه دو و سه بعضی اساتید مسوول امتحان گرفتن از موسیقیدانان هستند و فكر می‌كنم این امر به‌دلیل ضعف در عملكرد مسوولان است.

اما به نظر می‌رسد در دوره مدیریت آقای شهبازیان موسیقیدانان سنتی از حضور در صداوسیما خودداری می‌كردند؟ آیا كم‌كاری هنرمندان موسیقی سنتی تاثیری در گرایش مخاطب به سمت موسیقی‌های كمتر فاخر نداشت؟
من اینطور فكر نمی‌كنم. بعد از انقلاب شكاف عظیمی بین موسیقیدانان پیشكسوت و جوانان علاقه‌مند و صداوسیما به‌وجود آمد. اساتید و بزرگان موسیقی یكی از اركان اصلی موسیقی سنتی هستند ولی متاسفانه در دوره ریاست آقای شهبازیان از این سرمایه استفاده لازم به عمل نیامد و ایشان بیشتر به سمت موسیقی پاپ گرایش داشتند. البته در این زمینه هم موفق بودند. در رادیوی سابق برنامه‌های ارزشمندی مثل گل‌ها، گل‌های رنگارنگ، گل‌های صحرایی، یك شاخه گل، برگ سبز و گل‌های تازه ضبط شد كه امروز به‌عنوان مرجعی برای موسیقی سنتی هستند. حتی بعد از فوت مرحوم پیرنیا، آقای میرنقیبی برنامه تك‌نوازان را در رادیو ترتیب داد كه هنوز هم رادیوی ما از آن آثار استفاده می‌كند.

در دوره كوتاهی بعد از انقلاب هم آثار خوبی از اساتیدی مانند مشكاتیان، لطفی‌ و علیزاده تولید شد. چرا این روند ادامه پیدا نكرد؟
بله، باید توجه داشت كه لطفی و مشكاتیان و علیزاده هم در مكتب موسیقیدانان گذشته پرورش یافتند. در حال حاضر هم آثار برجسته محدود به چند نوازنده و آهنگساز خاص می‌شود و این تعداد اثر برای كشور جوان ما بسیار ناچیز است. امروز ما نوازندگان زیادی داریم اما حتی همان سقف كوچك رادیو را ندارند. امروز برای شركت در یك جشنواره یا برگزاری كنسرت باید تا ٤٨ ساعت قبل از شروع برنامه دنبال مجوز باشید. در انتها هم كمبود سالن، امكانات ضعیف و صدابرداران ناآشنا به موسیقی سنتی باعث افت كیفیت كار می‌شود. این مسائل باعث بی‌میلی موسیقیدانان به حضور در صحنه می‌شود. به نظرم هنوز هم می‌شود با گردآوری موسیقیدانان باتجربه این هنر را نجات داد. تعداد آموزشگاه‌ها و نوازنده‌های خوب امروز بسیار بیشتر از گذشته است و باید از این جوانان نیز حمایت شود.

در حال حاضر به نظر می‌رسد تنها جایی كه می‌توان عده‌ای نوازنده را دور هم دید جشنواره‌ها هستند. آیا این جشنواره‌ها توانسته‌اند بازدهی مناسبی داشته باشند؟
قطعا جشنواره یك اتفاق خوب است. اما اگر در كشور ما هم بخش خصوصی اجازه برپایی جشنواره داشته باشد قطعا نوازنده‌ها و مخاطبان بیشتری جذب خواهد كرد. در سال‌های اولیه جشنواره فجر سازهای خوبی شنیده شد. اساتید بزرگی مانند آقای شریف فقط به‌خاطر مردم در این جشنواره‌ها شركت كردند. اما زمان ثابت كرد كه هدف از این جشنواره‌ها فقط موسیقی نبوده و امروز نوازندگان بزرگ با جشنواره‌ها قهر كرده‌اند. استادی مانند آقای شریف زمانی فقط به‌خاطر مردم در این جشنواره‌ها شركت كرد اما امروز كه به اوج تجربه رسیده‌ هیچ‌كس از او یاد نمی‌كند.

پس شما هیچ نقطه امیدی برای بازیابی موسیقی نمی‌بینید؟
در حال حاضر وضعیت موسیقی بسیار اسفناك است. عزیزانی مانند آقای فخرالدینی از اركستر ملی كناره‌گیری كرده‌اند. مگر ما چند نفر مثل ایشان داریم كه به موسیقی اركسترال و آكادمیك آشنا باشد؟ تمامی اركسترهای رادیو و تلویزیون تعطیل شده‌اند. مدیران اجرایی و مسوول در ارشاد و صداوسیما بیگانه با موسیقی هستند و اینقدر نوازنده‌ها را در راهروها به دنبال مجوز می‌دوانند كه رمقی برای اجرا نمی‌ماند. نوازندگان قدیم تا سنین بالا به خوبی ساز می‌زدند اما امروز اساتیدی مانند آقای مشكاتیان و كیانی‌نژاد به‌دلیل فیلترهای ارشاد و صداوسیما دچار مشكلات روحی و جسمی شده‌اند.
در گذشته آهنگساز، خواننده و شاعر با هم زندگی می‌كردند اما امروز شما آهنگ را تحویل صداوسیما می‌دهید، بعد شاعر مجبور است براساس استانداردهای تعیین‌شده شعر بگوید. درنهایت هم نوازندگان تك‌تك در استودیو حاضر می‌شوند و بدون اینكه همدیگر را بشناسند كار را ضبط می‌كنند. در گذشته همه نوازندگان اركستر رادیو فقط با دو میكروفن كار را زنده ضبط می‌كردند. علاوه بر اینها من آهنگسازانی را می‌شناسم كه تمام زندگی خود را فروختند تا بتوانند یك كار تولید كنند.
مشاهده وضعیت این اساتید برای جوانان باعث دلسردی آنان می‌شود. البته من به گواه تاریخ پرفراز و نشیب هنر این كشور می‌گویم كه این لشكر تازه‌نفس موسیقی بالاخره راه خود را پیدا می‌كند. این جوانه‌ها برای سبز شدن تنها به یك باران احتیاج دارند.

اما این كناره‌گیری اساتید از جامعه نیز باعث جدایی جوانان از موسیقی اصیل شده است. در نوازندگی سازهای مختلف شاهد استفاده از لفظ «نوین» هستیم. قواعد موسیقی غربی به وفور در آثار نوازندگان مشاهده می‌شود. آیا این نوگرایی، مسیر موسیقی سنتی را تغییر خواهد داد؟
موسیقی همیشه بر مبنای زمان حرف خود را زده است. سرعت زندگی امروز روی هنرمند هم تاثیر می‌گذارد و منطقی نیست كه امروز كسی مانند صبا ساز بزند. در تمام هنرها هم موزیسین‌ها اولین كسانی هستند كه با تغییرات رخ داده در جامعه هماهنگ می‌شوند. مثلا سینمای بعد از انقلاب سال‌ها طول كشید تا خودش را پیدا كند. اما موزیسین‌ها از همان شب اول آثار جاودان تولید كردند. این هماهنگی با تغییرات اجتماعی البته تاثیرات مخرب هم دارد. زیرا به‌دلیل اهمیت كاركرد اجتماعی موسیقی، مسوولان بخش‌هایی انتظار ساخت موسیقی سفارشی دارند و بالطبع موسیقی زودتر از بقیه هنرها آسیب می‌بیند.

اجازه بدهید كمی هم راجع به ساز تخصصی شما تمبك صحبت كنیم. ما همیشه تاریخ تمبك را از دوره حسین تهرانی بررسی می‌كنیم و تكنیك‌های تمبك را به او نسبت می‌دهیم. اما مسلما قبل از ایشان هم نوازنده‌های برجسته‌ای وجود داشته‌اند. چرا كسی از آنان یاد نمی‌كند؟
من از آقای استاد اصغر بهاری اسامی تعدادی از نوازنده‌هایی را كه ایشان به‌خاطر داشتند شنیده‌ام. اما تا قبل از حسین تهرانی تمبك هیچ‌گاه نتوانسته بود به‌عنوان یك ساز مستقل مطرح شود. ایشان با نبوغ خود تمامی ریتم‌ها و تكنیك‌های قدما را دسته‌بندی كردند. آقای جلیل شهناز بارها داستان ملاقات «ماكس روچ» نوازنده درامز آمریكایی با آقای تهرانی را تعریف می‌كند. این نوازنده سیاه‌پوست كه در جشن هنر شركت كرده بود درباره حسین تهرانی گفت: «صداهایی كه از پوست و چوب تمبك تهرانی شنیده می‌شود از مجموعه ساز‌های كوبه‌ای من درنمی‌آید.» البته در تاریخ تمبك اساتید دیگری هم مطرح هستند. مثلا بزرگ‌ترین مدرس ساز تمبك آقای امیرناصر افتتاح هستند. ایشان از همان ابتدا با نت تدریس می‌كردند و تا پایان عمر متعهدانه این كار را انجام دادند. متاسفانه از آقای افتتاح كمتر صحبت شده. ایشان در ضبط‌های رادیو و تصانیف كه بسیارند قبل از اجرا ریتم‌ها را بررسی می‌كرد و با انتخاب یك ریتم مادر اجرایی بسیار شكیل و منظم ارائه می‌كردند.

آیا شیوه تدریس با نت برای یادگیری ریتم‌های ایرانی كه بر ادوار ایقاعی استوار است مناسب است؟
البته نوازندگان برجسته تمبك در بداهه‌نوازی‌ها هنوز هم بر اساس دورهای موسیقی ایرانی می‌نوازند. اما موسیقی زبان جهانی خود را دارد و نت‌نگاری جهت ارتباط نوازندگان و همچنین برای آموزش به كار می‌رود.


منبع : فرهیختگان
 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 
 

استاد توکل در منزل استاد برومند

فضل‌الله توکل (زادهٔ ۱۳۲۱). نوازندهٔ ایرانی سنتور و آهنگساز.


فضل‌الله توکل در سال ۱۳۲۱ در تهران متولد گردید . پدرش افسر ارتش و مادرش دبیر ریاضی و فرانسه آموزش و پرورش بود . تحصیلات کودکستانی و دبستانی را در تهران مدرسه ایران طی کرد و ﺴﭙﺲ برای دوره دبیرستان ابتدا به دبیرستان پهلوی آن موقع و ﺴﭙﺲ در دوره دوم دبیرستان به دبیرستان مروی رفت و در سال تحصیلی ۳۹-۳۸ موفق به اخذ دﻴﭙﻟﻢ در رشته طبیعی از دبیرستان مروی گشت بعلت معاشرت نزدیکی که خانواده ﭙﺪربزرگ ﭙﺪرش با هنرمندان و اساتید بزرگ آنزمان داشتند در حدود سن ۶ یا ۷ سالگی شاگردی استاد حسین تهرانی را ﭙﻴﺪا کرد و نزد ایشان دوره تنبک نوازی را طی کرد در سن ۹-۸ سالگی ﭙﺪرش برایش سنتوری خرید و او نزد یکی از معلمان موسیقی مدارس آنموقع بنام آقای خاﺌﻔﻲ دوره ابتدایی سنتور نوازی را فرا گرفت . ﺴﭙﺲ بعلت ﻤﺄموریت ﭙﺪر در شیراز به شاگردی آقای بهادر نوذری در آمد و بعد در طی این دوره مدت ده سال دوره‌های مختلف ردیف نوازی ایران را با استاد علی تجویدی شروع کرد و همین دوستی شاگرد و استاد باعث گردید که او به دعوت استاد تجویدی در سال ۱۳۳۵ به عنوان نوازنده سنتور در ارکستر شماره ۲ رادیو آن زمان به سرﭙﺮستی استاد تجویدی ﭙﺬیرفته شود و بفاصله یکسال بعد در ارکستر شماره ۳ رادیو به سرﭙﺮستی استاد ﭙﺮویز یاحقی نیز به عنوان نوازنده ارکستر ﭙﺬیرفته شود . در سال ۱۳۳۷ به دعوت زنده یاد داوود ﭙﻴﺮنیا به عنوان تک نوازننده سنتور به برنامه گلها راه یافت و گلهای صحرایی شماره ۵ (دردستگاه شور) و برگ سبز شماره (۶۵) بهمراهی آواز زنده یاد محمودی خوانساری و تنبک ناصر افتاح اولین اجراهای تکنوازی او هستند که ﺴﭙﺲ در برنامه گلها به عنوان سولیست و تکنواز باقی ماند و آثار زیادی از ساز نوازی او در برنامه‌های مختلف گلها (گلهای جاویدان- برگ سبز- گلهای رنگارنگ و یک شاخه گل ) به جا مانده‌است بعد از اخذ دﻴﭙﻟﻢ به کشور انگلستان رفت و در دانشگاه ﻜﻤبریج موفق به اخذ فوق لیسانس در رشته اقتصاد گردید . از سال ۱۳۴۵ بعد از مراجعت از انگلستان مجدداً همکاریش را با رادیو آنموقع ادامه داد از سال ۴۶-۴۵ با ساختن آهنگ (قهر و ناز ) با صدای اکبر ﮔﻟﭙﺎیگانی به جرگه آهنگسازان ﭙﻴﻭست و در این رشته هم موفق بود . ﺴﭙﺲ در سالهای بعد با آهنگ‌های دل بی قرار (ابوعطا) نقش غم (سه گاه) آشیانه (شور) و مهربونی با همکاری آقای ﮔﻟﭙﺎﻴﮔﺎنی به آهنگ سازی و تکنوازی در رادیو ادامه داد . آهنگهای او بعلت ملودیهای تازه و نوین که خلق می‌کرد باعث گردید که خوانندگان دیگری هم برای همکاری با وی مشتاق باشند و حاصل این همکاری تعداد زیادی آهنگ با صدای خانم حمیرا به صورت صفحه و نوار کاست در اختیار همگان قرار گیرد ( ترسم فراموشم کنی – گذشتم – خواهم که رسوا بشی– یادم نمیره با صدای حمیرا ) . از سال ۱۳۵۷ که همکاری او با رادیو قطع و مجدداً در سال ۱۳۷۲ این همکاری شروع شد و او با همکاری شادروان اسدالله ملک ارکستر همنوازان را در صدا و سیما بنا نهادند که تکنوازی‌های بیشماری حاصل این همکاری است که نوارهایش در آرشیو صدا و سیما موجود می‌باشد . از سال ۱۳۷۲ همکاری او با آقای ﮔﻟﭙﺎیگانی با آهنگهای عشق و آهسته آهسته که به صورت نوار و کاست و CD در اختیار مرم قرار گرفت، شروع شد و در سال ۱۳۷۴ آلبوم آوازه خوان را با ۸ ترانه جدید که کلیه آهنگها و اشعارش از خود فضل‌الله توکل است در اختیار عموم قرار گرفت که این آهنگ‌ها نیز مورد توجه و لطف مردم قرار گرفت . از سال ۱۳۷۸ضمن همکاری با آقای ﮔﻟﭙﺎیگانی و ارائه دو آلبوم ( مست عشق و عقیق ) همکاریش را با علیرضا افتخاری شروع کرد و حاصل این همکاری آلبوم‌های نسیما، خاطرات جوانی، غم زمانه و نوای اساتید است که این آلبومها نیز مورد توجه و عنایت مردم نیز قرار گرفت . او در نوختن سنتور و همچنین آهنگسازی دارای سبکی مخصوص به خودش است .

چنانچه به قول معروف تا مضرابش بر روی ساز می‌آید مشخص می‌شود که این سنتور فضل‌الله توکل است . در برنامه تکنوازان و همنوازان او پﻴﻭسته با تکنوازان و اساتید برجسته استادان حبیب الله بدیهی - پرویز یاحقی – همایون خرم و اسدالله ملک و دیگر اساتید همکاری داشته‌است . و حاصل این همکاری تعداد زیادی نوار است که در آرشیوهای گوناگون موجود می‌باشد

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم
باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار
این کار تست من همه جور تو می‌کشم
 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

بسمه تعالي

پرويز طالب پور

پرويز طالب پور در سال بيستم شهريور ماه 1355  در  شهرستان هشترود در محله حوزه وليعصر ديده به جهان گشود

وي از كودكي علاقه زيادي به رشته نقاشي داشت تا با رهنمونهاي خانوده هنر منده اش توانسته همان اول مسير هنري خودش را پيدا كند

نقطه عطف او زندگي در كنار برادر هنر مندش حميد طالب بوده كه او را وادار به شروع نسبتا حرفه اي فعاليت هنري در سال 68در كنار برادرش كرده

او با ذوق شوق هنري وايده افكار بلند در سال 1378وارد دنياي ديگر نقاشي شد

تا با پيمودن راهي نسبتا دراز توانسته نقاش را به صورت حرفه اي نزد استاد بزرگ جعفر اسد زاده شروع كند

در حين تلمذ از استاد اسدزاده دو نمايشگاه گروهي در تهران وهشترود برگزار گرديده

وهمچين در زمستان 79توانسته در رشته نقاشي كلاسهاي خود را در شهرستان هشترود شروع كند 

همزمان با شروع كلاسها نمايشگاه انفرادي خود را برگزار كرده ودر سال 85در حين برگزاري كلاسهاي نقاشي در شهرستان هشترود وتحصيل در رشته نقاشي در دانشگاه هنر تهران وآموزش كلاسهاي مجسمه سازي را در دانشگاه شروع كرده 

پرويز طالب پور با اتمام تحصيل در دوره كارشناسي به شهرستان هشترود برگشته همچنان در كارهاي هنري فعاليت خودش را ادامه مي دهد

                                            

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

يا حقي..............

 چقدر زندگي كرد ........

اندازه اش را خدا مي داند ........

تنها. مات . ملموس. .پشت در ماندن كار هر كسي نيست آن هم يك عمر

از راوي شيندم  قشنگ بود ولي قشنگ اش را سوري گفت نگاهش .لبخندش . با رياضت زندگي كردن  سرپا بودن .به زندگي باخته بود ولي رنگين كمان عشق زير پاهاش وخداهم با او بود

مثل كوه در مقابل رنگ  آفتاب نامهرباني .نور روز بي وفايي .تاريك كدر هميشه دلتنگ .عشق زنده اش به مرداب .كه صبراش دريايي بي كران تواين وسط مات هستيم به خاطر اينكه كينه اي در دل نداشت ، دلش صاف واز در تنهايي تاريك شده همه چيز تو گوشه دلش پنهان است ناگفتني ها در دلش فرسوده بود كنار يه دوست مانده، پنچاه سال كنارش بوده، پنجاه سال با هياهو سخن كفته ،درد دل كرده گاهي جنگ گاهي آرامش  گاهي سكوت همدم تنهايي او چوب خشك است زندگي كردن با چوب خشك وچهار ني پاراليل  پر هياهو دراين اوضاع اجتماعي كه تكان بخوري  خاك مي شوي  سخت دردناك است

مرده، كارش افسوس شده سر در د روزگار گريبان دل بيمار او بود بزرگي دلش وسعت دريا را داشت  شايد ته آن روشن بود كه نهنگ روز گار را در آن جا داده  همه اش زندگي با خزان اميدها با عشق فرسوده اش تمام نمي شد تو دلش سفر ميكرد طواف مي كرد با دوست خود تا آن طرف را مرده را زنده كند در كل شايد مرده با پيكر بي جان است. افتادن لايي در از طرفي بي مهري جامعه عشق اش را خفه كرده چكار نمي كرد كه دل تنگ نشد بار تنهايش را دوست قديم اش مي كشد  بار تنهايش را چهار چوب غمگين خانه اش  تلفن  زنگ نخورده اش مي كشد يك عمر غصه خوردن از درد تنهايي سرپا ايستادن قدم راه رفتن پشت ميله زندان انفرادي خودي  شايد روزنه نوري بتابد ولي نتابيد  كار يا حقي بوده

چي بگم از دلتنگي دل خون است  روزگاراش مرگ تدريجي شده يك زندگي انكار زمستان بي برف  بهار بي آب . كوير بي آفتاب دگر به خزان شده چه چيز نياز است

لاي در ماندن كار هر كس نيست آن هم يك عمر  كار ياحقي بوده  مرد تمام بي جانشين موسيقي ما مرد تمام عيار موسيقي ايران زمين 

وخلاصه بعد از چند دهه زندگي كردن با دشواري تمام  هيچ كس يادي نكرد از درد تنهايي دق كرد چشم از جهان گشود

                                                                                              Rezaahmadpour                                                                                                               

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج

کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک

چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

 

خدایا : مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن. لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز. - از دکتر علی شریعتی +

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 
سلفژ


مباني موسيقي را سلفژ (solfeggio) مي‌گويند. آموزش بنياد موسيقي در دو جنبه نظري و عملي (سرايش و تربيت شنوايي و نت نويسي) صورت مي‌گيرد. براي آموزش سلفژ مفاهيم چندي لازم است که برخي از مهمترين آنها در زير مي‌آيد.

(tonic): نت و صدايي که محور يک قطعه موسيقي مقامي است.

پرده: فاصله موسيقايي (نسبت بسامد دو صداي معين).

(tempo): اندازه تندي و کندي موسيقي به گفته ديگر شمار ضربها در يکاي زمان.

(آکورد): چند آوا و صداي همزمان يا هماهنگ.

(movement): هر يک از بخشهاي مستقل در يک قطعه موسيقي.

سازآرايي: تعيين نقش سازها براي اجراي قطعات موسيقي.

همنوايان: گروهي که به صورت همنوايي برنامه اجرا مي‌کنند.

(کنسرت): اجراي موسيقي براي همگان .

(سونات): قطعه‌اي سازي براي يک يا چند تکنواز.

(tonality): کيفيت ناشي از روابط بُن‌مايه با ساير اصوات در يک قطعه موسيقي .

 

 که البته مثل خيلي چيز هاي ديگه بهش توجه زيادي نميشه و سرسري گرفته ميشه

  خيلي از نوازنده ها را مي بينيم که مفاهيم بمل و ديز و بکار يا علائم ديگه رو ناديده مي گيرند و اين ميشه که آهنگي به گوش ما خوش نمي آيد

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 
این پست کاملا شخصی وبنده کاملا خود خواهانه انجام دادم عذر میخواهم اینها نقاشیهای خودم هستند

 

 

 

 

  

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

جهنمده بیتن گول

فلکین قانلی الیندن بیر آتیلمیش یئره اندی
بیر فلاکت آنانین جان شیره سندن سودون امدی
بوللو نیسگیل شله سین چیگنینه آلتدی
تای توشوندان دالی قالدی
ساری گول مثلی سارالدی
گونو تک باغری قارالدی
درد الیندن زارا گلدی
گونو گوندن قارا گلدی

مال عاصم اردبیلی است که در سال ۶۵ سروده شده است

بقیه در ادامه مطلب

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور ادامه مطلب ... | 
 
 
 
داستان‌نویس معاصر 

    نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش  

نادر ابراهیمی(۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران - ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ ، تهران )، داستان‌نویس معاصر ایرانی است  

او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌است.

همسفر!  

در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم  

و چون باد می‌گذرد

بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا  

مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم  

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد  

مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم  

یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را  

و یك شیوه نگاه كردن را  

مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی

بقیه در ادامه مطلب

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور ادامه مطلب ... | 
 
 
 
 

استاد هوشنگ ظریف وحبیب اصغریحبیب اصغری در کنار استاد هوشنگ طریف در بناب

                          استاد حبیب اصغری

حبيب اصغري
حبيب اصغريدر سال 1352 در شهرستان بناب در محله کاملو ديده به جهان گشود
فعاليت هاي هنري خودرا اواخر سال 1369نزد استاد محمود رضايي با ساز ويولون آغاز کرد وي رديف هاي استاد صبا را نزد ايشان آموخت ودر سال 1375در جشنواره موسيقي جوان در تهران حضور يافت بعد از آن همواره از محضر استاد رضايي بهرهمند مي شد به مکتب استاد اسدالله ملک راه يافت يک سال از محضر ايشان بهره جست .که بعدا اين امکان ميسر نشد  علاقه اي که اصغري به موسيقي داشت اورا واداشت تا با رهنمون هاي استاد رضايي در جهت شناختن هارموني در گلاس پيانو شرکت کرد به همين امر از کلاسهاي آقاي افشين حقيقي مستفيض گرديد در سال 1378در جشنواره مو سيقي ذکر الذاکرين  مهاباد شرکت نمود 
در سال  1381 توانست مجوز تدريس از انجمن موسيقي تبريز را دريافت کند وبلا فاصله در سال 1382 مجوز رسمي آموزشگاه موسيقي را از انجمن ايران دريافت کرد  وي در حين تلمذ در مکتب استاد رضايي هم اکنون از محضر اساتيدي چون استاد هوشنگ ظريف در تار واستاد فرهاد فخرالديني در هارموني آهنگسازي بهرهمند ميگردد

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

نوازنده کسی است که ساز موسیقی می‌نوازد.

نام نوازندگان

در فارسی نوازنده سازهای سنتی را با پسوند «-زن» (مانند تارزن، نی‌زن و مانند آن) یا با پسوند «-نواز» (مانند نی‌نواز) نام می‌گذارند. نام نوازندگان سازهای غربی اما بیشتر به تبع از زبان فرانسه با پسوند «-یسست» نام برده می‌شود. مانند ویولونیست، ساکسوفونیست و مانند آن. در زیر فهرستی از نام نوازندگان سازهای گوناگون آمده است:

موسیقی


موسیقی، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت.

ریشه‌یابی واژه موسیقی

واژه موسیقی از واژه‌ای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می‌باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می‌باشد.

موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفته‌اند که مهم‌ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه‌ای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز نامیده می‌شود.

تعاریف گذشتگان درباره موسیقی

پیشینیان موسیقی را چنین تعریف کرده‌اند: معرفت الحان و آنچه التیام الحان بدان بود و بدان کامل شود. ارسطو موسیقی را یکی از شاخه‌های ریاضی می‌دانسته و فیلسوفان اسلامی نیز این نظر را پذیرفته‌اند، همانند ابن سینا که در بخش ریاضی کتاب شفا از موسیقی نام برده‌است ولی از آنجا که همه ویژگی‌های موسیقی مانند ریاضی مسلم و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ذوق و قریحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، آن را هنر نیز می‌دانند. در هر صورت موسیقی امروز دانش و هنری گسترده‌است که دارای بخش‌های گوناگون و تخصصی می‌باشد.

صدا در صورتی موسیقی نامیده می‌شود که بتواند پیوند میان اذهان ایجاد کند و مرزی از جنس انتزاع آن را محدود نکند

گروه موسیقی

.

گروه موسیقی به دسته‌ای از موسیقی‌دانان گفته می‌شود که برای اجرای قطعه‌ای گرد هم آمده‌اند. نوع گروه به تعداد نوازندگان، نوع ساز و نوع موسیقی بستگی دارد.

موسیقی کلاسیک

در موسیقی کلاسیک رایج است گروه‌های موسیقی به صورت دونوازی، سه‌نوازی، چهارنوازی، و پنج نوازی به اجرا بپردازند.

گروه چهارنوازی

(کوارتت)

گروه پنج نوازی

(کوینتت)

.

سازهای زهی آن دسته از سازهای موسیقی هستند که در آنها صدا از ارتعاش زه یا تار یا سیم تولید می‌شود. معمولاً با زخمه زدن یا ضربه زدن و یا کشیدن کمان و آرشه بر روی این زه‌ها صدای دلخواه از ساز در می‌آید. سازهای زهی را به صورت‌های مختلف بخش‌بندی کرده‌اند.

سازهای ( زهی ) مضرابی موسیقی ایرانی

سازهای ( زهی ) مضرابی موسیقی ایرانی

[ویرایش] سازهای زهی (آرشه‌ای) موسیقی ایرانی

سازهای زهی موسیقی کلاسیک غربی

سازهای زهی (زخمه‌ای) موسیقی کلاسیک غربی

سازهای زهی موسیقی غربی

رهبر ارکستر


پارتی تور و باتون، چوب مخصوص رهبری ارکستر


رهبر ارکستر نقش هدایت ارکستر و نحوه اجرای آن را بر عهده دارد. فرمان چگونگی اجرای یک اثر موسیقی از طریق اشارات و حرکات بدنی رهبر ارکستر که بصورت قراردادی متداول است ،به نوازندگان ارکستر منتقل می‌شود. ارکسترها، گروه‌های کر و سایرگروه‌های موسیقی معمولاً دارای رهبر هستند. همیشه یک رهبر ارکستر در جلوی ارکستر قرار می‌گیرد و با در اختیار داشتن دفتر نونتی که به نام پارتی تور معروف است، در جریان چگونگی و اجرای نت‌های سازهای مختلفی که در اجرای آن اثر شرکت دارند قرار می‌گیرد. هر آهنگساز که اثری برای ارکستر می نویسید، تمامی نت‌ها و توضیحات مربوط به آن اثر برای هر ساز را به ترتیب و استانداردی که وجود دارد در پارتی تور می گنجاند. پارتی تور برای اجرا و تمرینات در اختیار رهبر ارکستر قرار می‌گیرد.در پارتی تور ریزترین توضیحات مربوط به چگونگی اجرای آن اثر و دیگر اطلاعات قرار دارد، که رهبر ارکستر با توجه به دانش رهبری ارکستر قادر به خواندن و تشخیص دادن تمامی این اصطلاحات می‌باشد و در زمان تمرین آنها را برای نوازندگان نیز تفسیر می نماید.

به عنوان یکی از بزرگترین و مشهورترین رهبران ارکستر جهان می‌توان به هربرت فون کارایان اشاره کرد.

پارتیتور

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییر مسیر از پارتی تور)

پرش به: ناوبری, جستجو

پارتیتور (ایتالیایی: partitura، انگلیسی: score) نت‌نویسی‌ای که نت تمام بخش‌های سازی و آوازی یک ارکستر بزرگ، ارکستر مجلسی یا همنوازهای دیگر بر روی آن ثبت شده باشد. در پارتیتور هر حامل متعلق به یک بخش، یک ساز یا گروهی از سازهای همنام است که ملودی را هم‌زمان اجرا می‌کنند. میزان‌بندی در پارتیتور، به وسیلهٔ خطوط عمودی صورت می‌گیرد که تمام حامل‌های مربوط به بخش‌های ملودیک هم‌زمان را در بر می‌گیرد. هر رهبر ارکستر در کار رهبری به نتی که به شکل پارتیتور نوشته شده است، نیاز دارد و از روی آن ارکستر را رهبری می‌کند.

ارکستر


ارکستر موتزارت وین

ارکستر به مجموعه‌ای از نوازندگان و سازهائی که باهم به اجرای قطعات موسیقی می پردازند، اطلاق می‌گردد. هر ارکستر به طور معمول بر اساس قرار گرفتن نوع و تعداد سازها در آن نامگذاری می‌شود. برای نمونه ارکستر سمفونی که به عنوان بزرگترین نوع ارکستر می‌باشد ، بدان معناست که درآن از تمام گروه‌های سازی استفاده شده و تقریبآ تمامی سازهای موسیقی کلاسیک غربی در آن وجود دارد. ارکسترهای کوچک تر، که بخشی از سازهای موسیقی کلاسیک درآن قرار دارد با نام‌های دیگر از جمله ارکستر مجلسی نامیده می‌شوند. ارکستر مجلسی به ارکستری گفته می‌شود که در آن از سازهای زهی آرشه‌ای ،سازهای بادی چوبی و سازهای کوبه ائی و سازهای شاسی دار یا کلیدی همچون پیانو می‌تواند استفاده شود.

در برخی از موارد بعضی از عنوان‌ها برای ارکسترها استفاده می‌شود ، که این نام‌ها اشاره‌ای به نوع سازهای بکاررفته یا نقش سازها در این ارکسترها ندارد و این نامگذاری‌ها تنها برای تشخیص دادن ارکسترهای مختلف در یک منطقه یا شهر استفاده می‌گردد. برای نمونه ارکستر فیلارمونیک . ارکستر فلارمونیک معمولاً از سوی انجمن دوستداران موسیقی در هر شهر(انجمن فیلارمونیک) پشتیبانی مالی می‌گردد و در این ارکسترها معمولآ از نوازندگان خبره و چیره دست هر شهر استفاده می‌گردد.البته ساختار ارکستر فیلارمونیک ،از نظر سازی، بصورت ارکستر سمفونیک یا ارکستر بزرگ است.مانند ارکستر فیلارمونیک لندن. در ارکسترها رهبر ارکستر مهمترین نقش و در واقع قلب ارکستر بشمار می‌رود.

آهنگساز


آهنگ‌ساز فرانسوی، لوئی -نیکولا کلرامبو در حال آهنگ‌سازی با تخته کلیدها.

آهنگساز شخصی است که آثار موسیقی تالیف می‌نماید.

آهنگساز در حقیقت نویسنده موسیقی است که با احاطه کامل به علم موسیقی ایده‌های فکری خود را در غالب موسیقی به رشته تحریر در می‌آورد.آهنگسازی این نیست که شخص ملودی بسازد و یا تنها در صورتی که قطعه‌ای موسیقی ساخت وی لقب آهنگساز را به خود نسبت دهد، بلکه آهنگساز مانند هر حرفه علمی دیگر می‌بایست در مراکزآموزش علمی موسیقی در رشته آهنگسازی تحصیل و یا می‌بایست از علوم مختلف موسیقی از جمله رهبر ارکستر، سازشناسی، سازبندی، هارمونی، پولیفونی، کنتراپوئن و... که لازمه کار آهنگسازیست برخوردار باشد.

فردی که تنها ملودی می‌سازد و آن را به شخص دیگری برای سازبندی می‌سپارد آهنگ‌ساز به‌شمار نمی‌آید و نغمه‌پرداز یا نواساز است. اما اگر کسی دیگر مقولات آهنگ‌سازی یعنی ملودی، هارمونی، ریتم، فورته، ضرب، و سازبندی را با هم پیش ببرد یک آهنگ‌ساز به شمار می‌رود.[۱]

هر آهنگساز می‌بایست یک ساز را به خوبی بنوازد. در حقیقت در دنیای موسیقی به دلیل نیاز به دانش زیاد و گستردگی کار آهنگساز، از وی به عنوان دانشنامهٔ موسیقی نام می‌برند.

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 
 

         دکتر جهان شاه برومند استاد ویولون


 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

خان ادیب برومند، عبدالعلی

( ملیت: ایرانی  قرن:۱۴)

از دیگر رجال برجسته و نام‏آور گزبرخوار استاد دانشمند ادیب نویسنده و شاعر بزرگوار و گرامى جناب آقاى عبدالعلى خان ادیب برومند فرزند مرحوم مصطفى قلیخان (متولد ۱۲۷۲ و متوفى به ۱۳۵۳ ه.ش) در گز و نواده مرحوم محمدحسین خان و نبیره مرحوم سرتیپ محمدرضا خان معروف به سرتیپ گزى و از مادرى فرزند رباب سلطان غفار دخت دختر مرحوم عبدالغفارخان گزى معروف به حاج نایب که متولد سال ۱۲۸۳ ه . ش و متوفى ۱۳۶۱ در سن ۷۸ سالگى وفات که در تخت فولاد در تکیه امام جمعه در مقبره خانوادگى مدفون گردیده‏اند مى‏باشند. ایشان در سال ۱۳۰۰ یا ۱۳۰۳ ه. ش در خانواده متعین و مرفه به دنیا آمد و با طى آوان کودکى و طفولیت با توصیه و هدایت پدر و مادر تواناى خویش تحصیلات ابتدائى و خواندن و نوشتن رادر گز و نزد معلم سرخانه نزد معلمى بنام ملا قنبر آموخته و بعداً در مدرسه و دبستان انورى گزبرخوار به مدیریت روانشاد محمدانوارى و سپس از سال‏هاى ۱۳۱۰ ه. ش در اصفهان در مدرسه قدسیه به مدیریت میرزا عبدالحسین قدسى معروف به خوش نویس قدسى و سپس در مدرسه فرهنگ به مدیریت مرحوم مجید امیراحمدى از پیشکسوتان فرهنگ آن زمان مشغول و پس از پایان تحصیلات سوم متوسطه به دبیرستان صارمیه به مدیریت شادروان منصور منصورى و مرحوم عجمى در رشته ادبى به تحصیل خویش ادامه داده و در آموزش زبان فرانسه به علت اطلاع و علاقه پدرشان سعى بلیغ و وافر داشته و در طى سالهاى آخر دبیرستان وششم ادبى در حدود سالهاى ۱۳۲۰ و جنگ بین الملل دوم با همت و علاقه خویش از اشعار استادان پیشین فردوسى- سعدى- مولوى- مشتاق اصفهانى بهره برده و از آثار معاصران زمان خویش نظیر ادیب الممالک فراهانى- ملک الشعراى بهار- ایرج میرزا- عارف قزوینى- فرخى یزدى و میرزاده عشقى که موردعلاقه ایشان بوده استفاده و در سال ۱۳۲۱ ه. ش با پذیرفته شدن در کنکور دانشکده حقوق تهران در سال ۱۳۲۴ موفق به گرفتن پروانه لیسانس در رشته قضائى گردیده و ضمن ادامه مطالعات ادبى زبان فرانسه به سرودن اشعار میهنى و انتقادى و سیاسى در روزنامه‏هاى اصفهان و تهران اقدام و با ادامه در شغل آزاد و وکالت دادگسترى با احتراز از مشاغل دولتى و به فعالیت سیاسى و ادبى خویش ادامه و از آثار ایشان تا حال حاضر موارد زیر را مى‏توان نام برد: ۱- ناله‏هاى وطن مشتمل بر نظم و نثر از سنین ۱۸ تا۲۰ سالگى‏تا سالهاى ۱۳۲۰ ه.ش. ۲- پیام آزادى در هوادارى از صلح و حمایت از حقوق بشر در کشورهاى محروم آسیا و آفریقا و آمریکاى لاتین در سال ۱۳۵۷ ه. ش. ۳- درد آشنا- گزیده‏اى از غزلهاى سروده خود بصورت عارفانه- عاشقانه و گاهى سیاسى در سال ۱۳۶۲٫ ۴- سرود رهائى مشتمل براشعار تاریخى- ادبى و سیاسى در حمایت از نهضت ملى نفت در زمان نخست وزیرى دکتر محمد مصدق در سالهاى ۱۳۵۶ ،۱۳۲۸٫ ۵- راز پرواز مشتمل بر اشعار مذهبى و حماسى درباره پیشوایان مذهبى دین اسلام ۶- مثنوى اصفهان- توصیفى از زیبائیهاى طبیعى و عمارات تاریخى و مساجد داراى جنبه هنرى، عرفانى و آثار تاریخى اصفهان در سالهاى ۱۳۷۸ ه . ش ۷- حاصل هستى مجموعه دیوان اشعار میهنى و سیاسى- گرامیداشت اساتید علم و ادب- قصاید- رباعیات و مثنوى و موضوعات مختلف قطعه‏ها- غزل‏ها- اشعار و سوگ یادهاى خانوادگى چاپ ۱۳۸۰ ه. ش. از سایر فعالیتهاى ادبى استاد ارجمند افزون بر شعر و نثر شامل اقدامات فرهنگى دیگر نظیر ۱- تصحیح دیوان خواجه حافظ شیرازى ۲- تصحیح خردنامه ابوالفضل یوسف بن على مستوفى ۳- کتاب هنر قلمدان ۴- تصحیح داستان سیاوش و رفتن گیو به ترکستان شاهنامه فردوسى ۵- مقدمه نگارى و اقدام براى چاپ تاریخ جهانگشاى نادرى ۶- مجموعه سخنرانیها و اشعار ایشان تحت عنوان به پیشگاه فردوسى درباره شاعر نامدار و حماسى ایران ۷- تصحیح و تذکره خلاصه الاشعار تقى الدین کاشانى. ۸- تصحیح داستان رستم و اسفندیار و هفت خوان اسفندیار در شرف انتشار ۹- اقدام به مقدمه نگارى و چاپ اُفسِت بر دیوان خواجه حافظ ۱۰- اقدام به تنظیم و چاپ مجموعه مقالات و نگارش سبک شعر نئوکلاسیک جناب ادیب برومند یکى از درهاى شاهوار نثر سیاسى و اجتماعى وتحقیقى و ادبى دانشوران عصر حاضر در ۶۰ سال اخیر و از حافظان و نگهبانان شعر اصیل ایرانى و میراث ملى و از پاسداران کاخ کیوان شکوه ادب فارسى و پناهگاه ملیت و افتخارات فرهنگى قومى ایرانى است که بعنوان افتخارآمیز شاعر ملى، مفتخر و اخیراً گزارش گردیده که با یک اقدام فرهنگى و ماندگار که با استفاده از یک میراث فرهنگى قدیمى که از یادگارهاى عهد سلاطین قاجار و ساخته شده توسط مرحوم حاج محمدعلیخان حاج کلانتر فرزند مرحوم على اکبر بیگ والى منطقه از عهد فتحعلى شاه قاجار یعنى در سالهاى ۱۲۱۲ تا ۱۲۵۰ ه . ق که با قدمت حدود یکصد و بیست سال و به مساحت ۳۰۰۰ متر مربع که جزء میراث اجداد مادرى ایشان نیز محسوب مى‏شده و در اختیار مرحوم حیدر على خان برومند بوده است خریدارى و تعمیر و به نام فرهنگسراى ادیب برومند گزى تکمیل و با اهداء ۳۰۰۰ جلد کتاب از کتابخانه شخصى خویش نسبت به ایجاد و تأسیس یک کتابخانه ملى در آن محل اقدام و با این حرکت فرهنگى و خداپسندانه قدم خیر دیگرى توسط ایشان در این منطقه برداشته شده است.

برگرفته از کتاب: فرهنگ تاریخ گز و برخوار

  هردو زندگی نامه است این بر گرفته کتاب تاریخ زادگاه آستاد ادیب برومند دومی که در ادامه مطلب برگرفته از  سایت خود استا برومند است

             دکتر برومند در کنار پدرش وخودم

ادامه مطلب

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور ادامه مطلب ... | 
 
 
 

دستگاهها و آوازها

 

ناگفته پیداست جملات پایین، تعاریفی موهوم و گنگ هستند که معنای خاصی رادرذهن متبادر نمی کنند. علت را باید دراین جستجو کرد که اولاً واژه های «دستگاه » و«آواز»در موسیقی ایرانی در معانی مختلف – و حتی متضاد – بکار رفته اند و هیچگاه تعریف جامعی از آنها صورت نگرفته است . تنها در اواخر قرن گذشته ی واوایل قرن حاضر بود که به پایمردی علینقی وزیری و شاگردانش موسیقی ایرانی شکلی علمی به خود گرفت .
از آنجا که «هرجا زبان از بیان قاصرآید ، موسیقی متولد می شود» ، نمی توان روح و حال و هوای موسیقی رانوشت ؛ بااین حال این مقاله برآن است تا موسیقی ایرانی را بسیار ساده شرح دهد .
مایه یا تنالیته بستری است که یک آهنگ روی آن اجرا می شود . در هرتنالیته یک نت نسبت به دیگر نت ها حالت برتری دارد و شنونده به طورطبیعی توالی رسیدن به این نت راحتی می تواند پیش بینی کند . به این نت تونیک (
TONIC) می گویند.تفاوت فرکانس وفاصله ی دیگر نت ها نسبت به این نت مقایسه می شود وبا عنوان درجه بیان می شود به عنوان مثال نت دوم بعد ازتونیک ، درجه دوم نامیده می شود .
بطور کلی درموسیقی غربی دو تنالیته ی بسیار کلی داریم : ماژور(
MAJOR) ومینور(MINOR ).اما تنوع تنالیتها درموسیقی ایرانی بیشتر می باشدو در واقع همان دستگاه ها و آوازها را تشکیل می دهند. حال به تشریح این تنالیته های ایرانی می پردازیم . موسیقی ایرانی دارای 7 دستگاه و5 آواز می باشد .

دستگاهها عبارتنداز:

 1) شور   2) سه گاه    3) چها رگاه    4) همایون     5) ماهور    6) نوا     7)راست پنجگانه  


دستگاه شور :
دستگاهی بسیار قدیمی است و مبنای بیشتر موسیقی ها ی محلی درایل هابه شمار می رود . و متعلقات بسیاری دارد . ابوعطا ،دشتی ، بیات ترک و افشاری ریشه در شوردارند. شور بزرگترین وجامع ترین دستگاه موسیقی ایرانی است . اگر مینور تئوریک رادر موسیقی غربی در نظر بگیرید وفاصله ی دو م آن را ربع پرده پایین بیاوریم ،تنالیته ی شورایجاد می شود،دراثر همین تفاوت اندک ، تغییری بسیار شگرف در تنالیته ایجاد می شود .روح کلی حاکم بر شور حزن و اندوه و غم بسیار است . تاآنجا که مرحوم روح الله خالقی معتقد است : «کدام ایرانی است شوررا بشنود و نوای غم انگیز آن را درک نکند؟»تصنیف کاروان اثر علی تجویدی درهمین تنالیته است . اگر فاصله ی دوم در مینور تئوریک را 5/0 پرده پایین بیاوریم ، شور کلاسیک خلق می شود . شو ر«امیراف » نمونه ای ازاین سبک خاص است

دستگاه سه گاه :
دستگاهی است حزن انگیز درعین اینکه می توان آن راشاد تصور نمود و بیشتر برای بیان اندوهی که به شادی می گراید استفاده می شود. اگر درتنالیته ی ماژور فاصله ی سوم و هفتم راربع پرده پایین بیاوریم ،تنالیته ی سه گاه به وجود می آید

دستگاه چهار گاه :
ویژگی بارز دستگاه چهارگاه روحیات مختلف و حتی متناقض آن می باشد ؛ درعین اندوه ، می تواند بسیارشاد هم باشد ؛ ضمن اینکه روحیات وحالات میهنی و سلحشوری و جنگ آوری درآن به خوبی نمایان است . تا آنجا که نقالان قدیم ، اشعار شاهنامه را دراین مایه می خوانده اند . درتعزیه ی سنتی ایران نیز هر نقشی دستگاه و آواز مخصوص به خودراداشته است:
«حضرت عباس باید چهارگاه بخواند » تصنیف «مبارک باد»هم که زینت بخش مجالس ازدواج ایرانیان است – که قطعاً هیچگاه جایگزینی نخواهد یافت – درهمین مایه می باشد .اگر درمینور هارمونیک ، فاصله ی پنجم را تونیک قراردهیم و فاصله ی چهارم را – که حالا نسبت به تونیک جدید فاصله ی هفتم می شود – نیم پرده بالا بیاوریم ، مایه ی اصلی چهار گاه بوجود آمده است

دستگاه همايون :
دستگاهی بسیار دلنشین که نه حزن واندوه شور راداردونه فرح بخشی ماهور را . همایون بعد ازشور ، یکی ازوسیع ترین دستگاههای ایرانی است که بیات اصفهان متعلق به همین تنالیته است .
برای کسانی که موسیقی ایرانی را به طور کاملاً حرفه ای دنبال نکرده باشد، تفکیک همایون ازبیات اصفهان بسیار دشوار است . زیرا هردو از لحاظ فواصل منطبق بر مینور هارمونیک در موسیقی مغرب زمین می باشند . ازاین رو بسیار زیبا می توان آن را طبق اصول علمی هارمونیزه کرد . آهنگ فولکلور«دختر بویراحمدی » نمونه ی خوبی ازگوشه ی شوشتری دستگاه همایون است

دستگاه ماهور :
احساس شجاعت ، شادی و امیدواری وپیشرفت در زندگی در آن نمایان است . با وجود شباهت بسیار زیاد وانطباق بر مایه ی ماژوردر موسیقی غربی ، ازلحاظ حس و حال بسیار متفاوت است و باید اعتراف کرد ازلحاظ شاد بودن ، به پای ماژور نمی رسد .علت هم مشخص است؛ روح غم واندوه حاکم برکل موسیقی ایران، این دستگاه راهم شامل می شود . تصنیف زیبای مرغ سحر ، اثر مرتضی نی داوود با شعر زیبای ملک الشعرای بهار نمونه ی بسیار خوبی برای ماهوراست

دستگاه نوا :
فواصل و درجات دستگاه نوا با شور مشابه است و فقط نت اصلی آن با دستگاه وتنالیته ی شورفرق دارد . شباهت بسیار زیاد آن به شور ، تشخیص وتمیز آن دو را ازهم مشکل می سازد .

دستگاه راست پنجگاه :
یکی از قدیمی ترین دستگاه های ایرانی است به نظر می رسد اصل ومنشأ آن به زمان ساسانیان برسد . می توان گفت دستگاهی کاملاً ایرانی است . خصوصیات این دستگاه به ماهور شباهت بسیاردارد . درواقع ترکیبی است ازچنددستگاه مختلف وبه همین دلیل «پنجگاه » نام دارد . حتی نوازندگان سازهای ایرانی نیز بایستی احتیاط کامل را به خرج دهند تا وارد ماهور نشوند واین خود دلیلی است برشباهت بسیار این دو.

وآوازها عبارتنداز:

 دشتی ، ابوعطا ، بیات ترک ، افشاری  و بیات اصفهان

 

آواز دشتي :
 یکی ازنغمه های دستگاه شور است که خود استقلال نیمه کاملی دارد . بسیاری ازآهنگ های نوین ایرانی ونیز بسیاری ازملودی های پاپ دراین تنالیته اجرا شده اند . روحیات متفاوت دشتی ازخصوصیات آن است . شدت حزن آن به پای شور نمی رسد و به نوعی شادتر است . ازلحاظ ساختاری شبیه به شور می باشد .
ساخته شدن برخی تصنیف ها و آهنگ ها دراین نغمه ، باعث شده روحیات میهنی نیزبه ذهن متبادر شود . ازمعروف ترین این آهنگ ها «ای ایران» اثر مرحوم روح الله خاتمی با شعری ازحسین گل گلاب وسرود «ای وطن » ساخته ی علینقی وزیری می باشند

آواز ابوعطا :
به آن «سارنگ » ، «سارنج »و یا  «دستان عرب »نیز می گویند . آوازی است بازاری که میان توده ی مردم رواج کامل دارد . ازلحاظ ساختاری شبیه به شور است وتنها تفاوت آن در توقف مکرر روی درجه ی چهارم ودوم است

آواز بيات ترك :
بسیار یکنواخت وعامه پسند است و در میان مردم رواج دارد . عارف قزوینی آن را «بیات زندی » نیزخوانده است . اگر درگام ماژور فاصله ی سوم راربع پرده بم کنیم، مایه ی بیات ترک بدست می آید ؛ که تفاوت آن با سه گاه در توقف زیاد در بیات ترک برروی درجات چهارم وسوم است که همین توقف ها حال و هوای متفاوت بیات ترک ازسه گاه را باعث می شود . ازلحاظ محتوای غم و شادی ، بیشتر به سمت شادی وگشادگی خاطر سوق دارد تا به غم . به نوعی بعد ازماهور از شادترین دستگاههای ایران است . اذان بیات ترک باصدای آقای مؤ ذنی ،معروف ترین اذان در کل ایران می باشد که لطافت خاصی دارد

آواز افشاری :
آوازی است از دستگاه شورکه نغمه های دردناک دارد . گام آن به سه گاه نزدیک ترازشوراست .بدین ترتیب که اگر درجه ی هفتم مایه ی ماژور راربع پرده بم کنیم توانسته ایم به حال وهوای کلی حاکم برافشاری پی ببریم

آواز بيات اصفهان :
نام گوشه ای است دردستگاه همایون که به علت گستردگی زیاد به صورت یک دستگاه در آمده است . فاصله ی چهارم دستگاه همایون ،نت تونیک برای بیات اصفهان است. به عبارت بهتر اگر مینور هارمونیک را به مثابه ی بیات اصفهان بگیریم . فاصله ی پنجم آن تونیک برای دستگاه همایون است . و این نکته شباهت فوق العاده ی دو دستگاه را می رساند.پیش در آمد اصفهان ساخته ی مرتضی نی داوود یکی اززیباترین نغمه هایی است که دراین مایه ساخته شده است و مرحوم مرتضی حنانه تنظیمی بسیار زیبا از آن ، برای تیتراژ سریال هزاردستان ساخته وپرداخته کرده است ،همچنین تصنیف «تابهار دلنشین» و«بوی جوی مولیان»اثرروح الله خالقی نمونه های زیبایی ازاین مایه ی دلنشین موسیقی ایرانی هستند

 

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

ويولن

نام:ويولن

خانواده: زهي        جنس: چوب با سيمهاي فولادي ازقديم اين سيمهاي فلزي با روده گوسفند درست مي شد
 
اندازه: متغير - ولي بدنه حدود 36 سانتيمتر      
 اصليت:ويولن رو از رباب تقليد نموده اند اولين ويولن 4 سيمي در اوائل قرن شانزدهم در اروپا ساخته شد .

ويولن براي تحمل 7/7 کيلو فشاري که از کشش 4 سيم بر روي خرک به آن وارد ميشود ساخته شده است.

در ساختن ويولن از 70 قطعه  با نظم خاص استفاده مي شود

ويولن مي تواند معرف تمام خانواده هاي زهي ها باشد.شكل خاص آن بانظمي كه مكعب داشت .بود ولي با نظريه سوليست هاي معتبر جهان ارتقاع داده شده  به شكل دو اف انكليسي بشت به هم  فرم داده شده.بدنه چوبي وتوخالي ويولن /چهاررشته ازجنس زه يا سيم را بر خود نگه ميدارد. سيم ها که در طول سازکشيده  بانظم از ريز به بزرك شكل داده شده است  و محکم شده اند با نظم در يك رديف دو به دو ودر يک انتها به دنباله سيم گير وصل شده.وبا پيچ هاي حفره اي مانند با اندازه مشابه  نگه داشته شده. سپس از روي يک پل ( خرک)(خرك يك قطعه در ويولون است كه سيمهادر روي آن قرار مي كيرند شكل مايلي روي آن دارد به سيمها نظم خاصي مي بخشد  سوليست تا با كشيدن آرشه مشكل مواجه نشود.) چوبي گذشته و در انتهاي ديگ رمحکم به دور گوشي ها(گوشيها اندازه مشابهي دارد منظم بودن آنه سيمهارا تنظيم مي كنند)قابل تنظيم از جنس چوب پيچيده شده اند . پل/ سيم ها را به فاصله اي اندک از دسته ساز چنان نگه مي دارد که بتوانند آزادانه نوسان کنند آين نظم آواي آن را تنظيم مي كند.ونيز نوسان سيم ها را به بدنه / جايي که نوسان ها در آن تقويت مي شوند و رنگ مي يابند / منتقل مي کند . هرسيم با شل يا سفت کردن يک گوشي با صدايي متفاوت از ديگري کوک مي شود . ( هر چه سيم کشيده تر باشد / صدا ريزتر است.) نوازنده/ آرشه(دستگاه ويولون شكلي به نام آرشه كامل مي شود با نبودن آرشه نواختن غير ممكن است يعني متناسب همديگر ساخته شده واز قديم با يال اسب ساخته مي شد) را با دست راست برسيم ها مي کشد وآن را به نوسان در ميآورد . سرعت کشيدن آرشه وميزان فشار آن بر سيم/ شدت صدا ( ديناميک) ورنگ آنرا تعيين ميکند .اين نظم كه دو دستگاه رابا ارتباط به همديگر صداي جنگشان  بالا مي رود هيا هوي كه آنها ايجاد مي كند.در داخل نظم برقرار است  تا  زيرو بم صداها توسط دست چپ تعيين مي شود " نوازنده بافشردن نقاط مختلف سيم بر دسته ساز/ طول قسمت نوسان کننده به سيم مي بخشد وبه اين ترتيب زيرو بم صداي حاصل را دگرگون ميکند. اين کار را انگشت نگاري مي نامند وبه اين ترتيب / قسمتي از سيم که ميان انگشت و گوشي ها قرار گرفته از نوسان باز مي ماند. با اين شيوه مي توان با هرکدام ازچهار سيم ويولن گستره اي معين از صداهاي زيروبم را پديد آورد.

متداول ترين تکنيک ها نظم را در نواختن زهي ها مي بخشدعبارتنداز:

دوبل نت : نوازنده با کشيدن آرشه بردو سيم مي تواند دونت را همزمان به صدا درآورد .در ايران اگر اين كار تند باشد بهش جهار مضراب مي گويند  با چرخش سريع آرشه برسه يا چهارسيم نيز مي توان سه يا چهار نت کم وبيش -  ونه به طور دقيق/ همزمان را نواخت.

ويبراتو:اين تكنيك با نظم وصداي خاص غرشي  نوازنده با لمس نگه داشتن سيم ولرزاندن محل سيم با دست چپ/ صدايي لرزان و بيانگر ايجاد مي کند که اين سبب تغيرهايي جزئي در زيرو بم صدا ميشود و آن را گرم ترو غني تر مي کند.

سوردين: با قرار دادن سوردين ( شيبه گيره اي کوچک) روي پل مي توان صدايي ضعيف تر ايجاد کرد.

ترمولو: در اين تکنيک / نوازنده با حرکت هايي ريزو تند آرشه بر سيم/ صدايي را بسرعت تکرار ميکند. اين تکنيک در ديناميک قوي سبب حس تنش واضطراب ميشود ودر ديناميک ملايم/ صدايي سوسوزن ولرزان ايجاد مي کند.

هارمونيک ها : با لمس ملايم نقطه هاي معيني از سيم و کشيدن آرشه / صدايي بسيار ريزو سوت مانند ايجاد مي شود. نظم دهنده همه ويولون در يك هامونيك نت است كه با دستگاه خاص  ونظم خاص با يك آرشه به صورت نت كشيده مي شود  

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

آواي دل

استاد بيژن ترقي

به زماني که محــبت شـــده همچون افسانه

به ديــــــــاري کــه نيـــابي خبـــــري از جانانه

دل رسوا دگــر از مـن چــــه خـــــواهي ديوانه

از آواز دلــــم زمزمه ســاز دلـــم من به فغانم

اي دل چه بگويم وز شررت چه بگويم حيرانم

تو همان شرري که خــرمن جان من بسوزي

تو که با نگهي به جـان مــن شــعله برفروزي

تو کــه از صنــــمي نديــــده اي روي آشنايي

ز چه رو دل من تــــو اينچنين کشـــته وفايي

تا تو همدم شبهاي مني

شبها شاهد تبهاي مني

همچون آتشـــــي

شعله مي کشـي

شمع هر انجمني

اي دل ز تو ما را چه نصيبي بود

گشتم ز تو رسوا چه فريبي بود

غمهاي جهان را تــــــو خريداري

آخر تن ما را چه شکـــــيبي بود

به کجا، به کجا، فرياد اي دل رسوا

به کجا اي دل رسوا

نکني تو چرا پروا

تو چرا پروا

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

 

تعزیه : ( مقاله اول ) *

 

"تعزیه گردانی " شبیه خوانی یا " تعزیه " ریشه در مراسم " سوگ سیاوش " دارد . این نمایش در اصل مربوط به مصیبت هایی است که بر خاندان پیغمبر و خاص امام حسین (ع) در عاشورا رفته است .

ولی به زودی گسترش می یابد . به طوری که در دوره قاجار تعزیه های کمیک و شاد هم اجرا می شد .

معزالدوله از حکام آل بویه ( قرن چهارم ه.ق ) دستور میدهد از اول تا دهم محرم را در بغداد تعطیل کنند و به عزاداری مشغول شوند .

دسته های سینه زنی و زنجیر زنی در بغداد و کم کم در شهرهای دیگر شکل می گیرد . در مراحل بعدی حول تعزیه آوازهای دسته جمعی کم شده و واقعه خوانها به تنهایی اشعار را برای مردم

می خواندند و سنج و طبل آنها را همراهی میکرد.

در مرحله بعدی چندین شبیه ( بازیگر ) شهدای کربلا را می ساختند و در عماره هایی حمل می کردند . بعدها این شبیه ها به رد و بدل کردن دیالوگ پرداختند . تعزیه در دوره صفویه که دوره تثبیت شیعه در ایران است آخرین تحولات خود را سپری می کند .

در این دوره در بیشتر نقاط ایران تعزیه اجرا می شده است .

در قرن دوازدهم نگارش تعزیه نامه باب می شود و این بار تا قرن سیزدهم و غربی شدن زندگی و ادبیات ادامه پیدا میکند .

 

موسیقی و تعزیه :

 

پیشخوانی که یک نوع همسرایی است به همراهی موسیقی مقدمه ای برای شروع نمایش بود . اگر بازی مخالف خوان ها از نظر سبک قوت و هیجان بیشتری داشت ، در برابر آن کار موالف خوان ها از جنبه موسیقی اش دارای اهمیت بیشتری بود .

پیشرفت و گسترش تعزیه و تعزیه خوانی تعدادی سنت در موسیقی آن به وجود آورد . هر موالف خوان در تعزیه آوازها و مایه های موسیقی مخصوص خود را باید حفظ می کرد.

امام خوان ها آوازهای خود را بیشتر در مایه های متین مثلا " راست پنجگاه " ، " رهاوی " و

" نوا " میخواندند .

حضرت عباس چهارگاه می خواند .حر عراق می خواند . شبیه عبدالله بن حسن که در دامن حضرت شاه شهیدان به درجه شهادت رسید و دست قطع شده خود را به دست دیگر گرفته , گوشه ای از راک را می خواند که به همین جهت آن گوشه به " راک عبدالله " معروف است . زینب " گبری " می خواند.

اما مخالف خوان ها اعم از سر لشگران و افراد و امرا و اتبا با صدای بلند و بدون تحریر شعرهای خود را با آهنگ اشتلم و پر خراش ادا می کردند .

دسته های نوازنده موسیقی در هیات های معمول شبیه گردان از هفت یا هشت متجاوز نبودند و سازها عبارت بود از شیپور ، نی ، قره نی ، طبل ، دهل ، کرنا و سنج .

در صحنه های جنگ با شمشیر ، سنج نقش عمده تری داشت تا صدای برخورد صلاح ها را القا کند .

طبل ، خصوصا هنگام ورود اشخاص یا هنگام بروز حادثه نقش قطعی داشت .

 

در مورد دوم طبل نقش پیش بین خوادث را ایفا میکرد . نقش قره نی یا حتی شیپور در مواردی که صحنه های غم انگیز پیش می آمد با نواختن یک نوای سوزناک و موثر ، قطعی تر می گردید .

با این همه در اغلب موارد این سازهای اصلی یکدیگر را همراهی می کردند و کمتر موردی وجود داشت که سازها با آوازی جفت شوند و دلیل این شاید آن باشد که همراهی ساز ممکن بود مانع شود که شعر و در نتیجه مفهوم و مضمون به تماشاگر برسد.

رهبر نوازندگان نیز معین البکاء بوده است که با علامت چون دستی اش نشان میداد کجا شروع به نواختن کنند یا آرام بگیرند .

 

پیدایش موسیقی در تعزیه :

 

از ابتدای شکل گیری هنر تعزیه در قالب نمایش موزیکال ، چارچوب اصلی موسیقی آن , متکی به اصلی ترین الحان شناخته شده ی موسیقی ردیفی ایران یا موسیقی به اصطلاح دستگاهی بوده است .

گرد هم آیی شاخص ترین هنرمندان و خوانندگان در پایتخت به منظور سامان بخشی و کلاسه نمودن موسیقی ایران و هم زمانی این مهم با رشد ، تکامل و همومیت تعزیه ، دلیل موجهی در سود جستن هنرمندان تعزیه از این نوع موسیقی است .

خوش آوازترین هنرمندان کشور ، مجریان اولیه ی تعزیه بوده اند . باید گفت اساسا پیش از آن که تعزیه از ویژگی ها و شگرد های نمایشی سود ببرد ، مضامین آن به صورت شعر و آواز بیان

می شده است .

نگاهی به آیین ها و مناسک شیعه ، به خصوص آوازهای مذهبی ایرانیان در مراسم و مکان های ختلف بر این مسئله دلالت دارد . روضه خوان ها ، نوحه خوان ها ، مرثیه خوان ها ، دراویش دوره گرد و مولوی خوان ها اولین کسانی هستند که بدون کمک و ابراز و ادوات موسیقی برای مردم کوچه و بازار آوازهایی را در مدح اولیاء و انبیاء می خوانده اند .

 

در همین رابطه بازبینی و مرور نسخه های قدیمی تعزیه آشکار میسازد که در ابتدای رواج این هنر ، آوازخوانان برجسته در برابر هم قرار گرفته و تقریبا به گونه ای صامت ، اشعار و دیالوگ های مربوط به تعزیه را به صورت آوازی ادا می نموده اند .

 

این روش در آغاز ظهور تعزیه و قبل از یافتن فرم های پیچیده و دخالت حالات نمایشی امری منطقی است .

 

اسا این حجم عظیم اشعار در یک نسخه در صورتی که بخواهد تمام و کمال با هنر نمایش همراه شود ، از نظر زمان اجرا ، نه تنها دشوار بلکه تقریبا ناممکن است .

 

بررسی نسخه های کاشی مجلس حضرت ابولفضل (ع) که داستان آن با کمک نزدیک به شش صد بیت شعر تدوین شده است ، نشان دهنده ی شکل و ماهیت آوازی مجالس ابتدایی تعزیه است .

از اوسط دوره ی قاجار با حضور صاحب نام ترین آوازخوانان در پایتخت و جذب آنان جهت اجرای تعزیه تاکیدی مجدد بر این موضوع است که در ابتدای امر، لحن خوش و آواز مقدم بر هنر نمایش بوده است .

 

باید گفت ، تقریبا ما فاقد سندی هستیم که بتواند به گونه ای شفاف و صریح ، فرم اجرایی و آوازی ابتدایی ترین اشکال و نوع آوازهای عزاداری شیعیان در دوره ی صفویه را روشن سازد .

حتی سفرنامه نویسان این دوره نیز به غیر از اشارات مختصری که به طور کلی درباره ی دسته ها و گروه های عزاداری داشته اند ، از نوع موسیقی آن ها سخنی به میان نیاورده اند .

 

اما جذب خوانندگان موسیقی سنتی و تشویق و ترغیب آنان از سوی دربار در جهت اجرای

تعزیه ها علاوه بر تاثیر و نفوذ قابل ملاحضه ی مجالس سوگ در اذهان عمومی و به ساختار موسیقی تعزیه نیز تشخیص آشکاری بخشید .

 

آگاهی این هنرمندان زبده بر الحان موسیقی ردیفی و استفاده ی مستمر از این گونه نغمات در مجالس تعزیه ، هویت و ساختار موسیقی تعزیه را پایه ریزی نمود .

تعزیه ها در ایران به چند مکتب تقیم بندی شده اند . مکاتبی چون تبریز ، اصفهان ، تهران و.... که در آن گوشه هایی چون رجز ، پهلوی و مخلوق اجرا می شود .

 

همچنین در نوحه ها نیز می توان بسیاری ار ادورا ریتمیک کهن مشاهده کرد . آنها در پیوند با آواز و همسرایی دسته جمعی و ضربی خوانی متناسب با متن و شعر و موضوع مورد نظر ، بخش قابل توجهی از پیشینه موسیقی ادورا گذشته ایران را روایت می کرده اند .

 

موسیقی مذهبی ایران ، همانند سایر پدیده های فرهنگی بومی ، علاوه بر قدمت و پیشینه آن و ضمن ارتباط عمیق و گسترده با سایر مظاهر فرهنگی ، از تنوع ، پویایی و مبانی زیبایی شناسی فرهنگ سنتی نیز بهرمند است و نمونه های مختلف این موسیقی ایرانی از جمله موارد با اهمیت در شناخت فرهنگ شنیداری مردم این سرزمین اند .

  

استفاده موسیقی دستگاهی در تعزیه :

 

در زمینه استفاده از موسیقی ردیفی در هنر تعزیه باید گفت نمونه های بی بدیل مرکب خوانی در ده مجلس آغازین روزهای محرم و برخی مجالس دیگر، هنر و هوشمندی تعزیه گردان ها و تعزیه خوان ها را در تغییر دستگاها و مایگی نغمات به هنگام مکالمات و کاربرد صحیح و منطقی آن ها نشان می دهد .

 

از مجموع یک صد و هفتاد و پنج مجلس تعزیه ای که در سیزده منطقه از ایران بطور کامل شنیده و ثبت شده ، این نتیجه قابل توجه است که تقریبا کلیه دستگاه ها ، گوشه ها و آوازهای موسیقی ردیفی ایران در مجالس تعزیه مورد استفاده قرار می گیرد .

علاوه بر این ، سود بردن از قدیمی ترین انواع تصانیف در قالب پیش آواز ، نوحه و مرثیه نیز معمول بوده است .

ضمن این که فرم های مختلف اعم از تلخیص و گزینش اصلح گوشه های و نغمات دستگاه در شکل های مختلف و تغییر در برخی حالات آن ها جهت تطبیق با حس تعزیه ، حاکی از نقش گسترده ی موسیقی سنتی ایران در آوازها و الحان تعزیه است .

 

در بررسی چگونگی و میزان حضور دستگاه های موسیقی سنتی در آوازهای تعزیه ، پی میبریم که تقریبا همه ی دستگاه ها و گوشه های موسیقی سنتی در تعزیه حضوری قاطع دارند .

با این حال برخی آوازها به دیلیل سادگی و انطباق حسی بیشتر با این ژانر حضور چشم گیر تری دارند .

به طور نمونه ردپای بیات ترک و شور و دشتی در بیشتر مجالس تعزیه قابل ملاحضه است .

حال این که همایون و راست پنجگاه تنها در تعداد معدودی از آوازهای تعزیه شنیده می شوند .

 

حضور همه ی آوازهای موسیقی سنتی در مجالس تعزیه این نکته را یاد آور میشود که تعزیه خوان ها جهت انتقال و القاء دقیق احساسات خود هیچ گاه به دستگاه ها و یا گوشه هایی خاص اکتفا نکرده و همه ی آن ها را به فراخور کشش و قابلیت آن ها مورد توجه قرار داده اند .

 

نوحه ها پیش از اسلام در طول سال در سوگ یا برای بزرگداشت مقام پهلوانان از دست رفته یا اشخاصی که برای مردم از اعتبار برخوردار بودند خوانده می شده است ، این نوحه ها که وزن و ریتم موسیقایی داشت در آشنا کردن مردم به الحان موسیقی بسیار موثر بوده است .

 

استفاده ی نغمات بومی در تعزیه :

 

این که چگونه و از چه راهی مجریان تعزیه در شهر و یا روستای خود توانسته اند ، الحان دیگر نواحی را به حافظه ی خود بسپارند ، دلایل و زمینه های مختلف را به همراه دارد .

بی تردید نقش تعزیه خوانان دوره گرد و همچنین گروه های تعزیه ای که از یک منطقه به

منطقه ی دیگر دعوت می شده اند ، عامل نعیین کننده ای در این جابه حایی بوده است .

 

تعزیه خوانان با دخالت دادن نغمات بومی در اجراهای خود ان را به عنوان نشانه ای از هوشمندی ، استادی و نوآوری خود قلمداد نموده و به این کار مباهات می ورزیدند .

در واقع این گروه آوازه خوانان بدعت مذکور را به عنوان سبک و مهر و نشان مخصوص خود می دانستند .

به ویژه این که این هنر تازه شکل یافته ، از هز جهت آماده ی پذیرش نوگرایی و تغییر بود .

 

به غیر از این بیشتر تعزیه گردان ها و تعزیه خوان های سال خورده ی نواحی از اجراهای متعدد خود در دیگر استان ها و نواحی کشور سخن میگویند و مردم مختلف شهری و روستایی کشور نیز دیدن مجالس مختلف تعزیه از هنرمندان دیگر نواحی کشورا یادآور می شوند .

 

استفاده از نغمات و الحان بومی و محلی در تعزیه ، علامندان رفته رفته به سبک های ویژه ای مانوس شدند .

چنان که در مناطق  کرمان،یزد،فاری و اصفحان تعزیه هایی مورد توجه مردم قرار میگیرد که علاوه بر استفاده از موسیقی ردیفی به میدان گسترده ای از الحان بختیاری ، بیدگانی ، سرکوهی ، غربتی ، دشتستانی و فائز خوانی و مجموعه ای از تصانیف و ترانه ها با مایگی شوشتری در آنها استفاده شود .

آن چنان که مردم بوشهر و هرمزگان آن دسته از مجالسی را بیشتر پذیرایند که انواع شروه ها (شروندها) ، بیت ؛ نوحه های بومی و نغمات مولودی بخشی از موسیقی آن ها را تشکیل داده باشد.

در شمال کشور جا به جا می توان نغمه های بومی همچون گیلکی ، امیری، دیلمانی و حقانی را در مجالس تعزیه ملاحظه کرد .

آن چنان که در استان سمنان نیز دو آواز بومی این منطقه یعنی حقانی و سرکویری در بخری مجالس تعزیه مورد استفاده قرار می گیرند .

 

سازهای مورد استفاده در تعزیه :

 

منابع تاریخی مربوط به قاجاریه بر استفاده برخی سازهای بادی بومی و ملی همچون کرنا و سرنا در تعزیه حکایت دارند .

ضمن این که شیپور نیز رفته رفته نقش شاخصی در تعزیه می یافت . سازهای کوبه ای متداول نیز عموما  دهل و طبل بوده اند .

در عین حال نقاره های دو کاسه نیز در تعزیه ی برخی کشورها مورد استفاده قرار می گرفت .

باید توجه نمود که این گروه از سازها نه جهت آواز در تعزیه بلکه بیشتر جهت فضاسازی کاربرد داشته اند . باید افزود که در برخی نقاط کشور نی چوپانی یا نی هفت بند نیز از سوی برخی تعزیه خوان ها مورد استفاده قرار می گرفت .

استفاده از نی تنها در برخی مجالس تعزیه و به طور نمونه مجلس دوطفلان مسلم و به هنکام چوپانی خوانی ها کاربرد داشته است .

البته برخی شواهد حاکی از استفاده سنج نیز بوده است که این آلت کوبه ای نیز مانند طبل و دهل و نقاره صرفا فضاسازی مورد استفاده قرار می گرفته است .

 

در چند دهه ی اخیر استفاده از برخی سازهای موسیقی کلاسیک مانند فلوت کلیددار ،

قره نی ( کلارینت) و ساکسیفون نیز درشهرهای بزرگ به ویژه پایتخت معمول گردید ه است .

پیشینه تاریخی تعزیه : ( مقاله دوم ) *

 

تعزیه از نظر لغت به معنی ( اظهار همدردی ،سوگواری و تسلیت ) است ولی به عنوان شکلی از نمایش ریشه در اجتماعات و مراسم یاد کرد شهادت امام حسین (ع) در ایام محرم دارد و در طول تکامل خود بازنمایی محاصره و کشتار صحرای کربلا محور اصلی آن بوده و هیچ گاه ماهیت مذهبی اش را از دست نداده است .

 

از آنجا که شیعیان شهادت امام حسین (ع) را عملی مقدس و رهایی بخش می دانستند ، اجرای مراسم محرم را نوعی تلاش به سوی نجات و فلاح به حساب می آوردند ، بعدها نیز پنداشتند که مشارکت در نمایشهای تعزیه ، خواه در ردیف بازیگران ، خواه تماشاگران ، آنان را از شفاعت حسین (ع) در روز قیامت بهرمند خواهد ساخت .

 

مردم فلات ایران ، به طرز خاصی پذیرای مذهب تشیع بوده اند ، بنا به یک افسانه ایرانی ، دختر آخرین پادشاه سلسله ساسانی ، در تهاجم مسلمان به اسارت برده شد و به زوجیت حسین (ع) در آمد . مراسم سالانه ی سوگواری ماه محرم ، از دیر باز با شکوه و سوگنوا همراهی می شد و تماشاگران ، که در امتداد گذرگاها صف می کشیدند ، بر سینه می زندند و در حالی که دسته عزاداران از کنارشان می گذشت فریاد می زند حسین حسین شاه شهیدان حسین .

 

در همان زمان که مراسم محرم در دوره حکومت صفوی رشد و توسعه می یافت شکل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد که نقل نمایشی زندگی و اعمال ، رنج و مرگ شهیدان شیعه بود .

 

موضوع این نمایش در اساس ، هر چند هم اندک ، همیشه در ارتباط با واقعه کربلا بود ، این داستانها از کتابی فارسی به نام روضه الشهداء یا ( بهشت شهیدان ) گرفته می شد و از اوایل سده شانزدهم به بعد در میان شیعیان به گونه ای گسترده انتشار یافت .

 

روضه خوانی یا قرائت کتاب روضه الشهداء  بر خلاف اجتماعات محرم ساکن بود ، نقال ( ذاکر ، مداح و....) معمولا بر منبر یا سکویی بلند می نشست و تماشاگران ، در پیش پا پیش به صورت نیم دایره گرد می آمدند .

 

 

موسیقی تعزیه :

 

در تعزیه موسیقی به دو بخش مجزا و مستقل تقسیم می شود . موسیقی سازی که ارتباط کمی با متن تعزیه دارد و موسیقی آوازی که در زمینه اصلی اجرای تعزیه است .

 

 

موسیقی آوازی تعزیه ار جنبه های گونان ، قابل اهمیت است .

ارتباط و کنش متقابل میان آواز در تعزیه و موسیقی ردیف دستگاهی و همچنین مسایلی از قبیل منع مذهبی در گسترش موسیقی ، اهمیت آواز را در تعزیه دو چندان میکند .

 

در واقع موسیقی آوازی تعزیه از سوی مبتنی بر موسیقی آوازی در ردیف دستگاهی است و از سوی دیگر سبب حفظ و تداوم آن در طول سالیان متمادی شد .

 

از زمان صفویه با تشدید فضای مذهبی و منع موسیقی ، گسترش و تکامل تعزیه سبب شد ، آواز موسیقی ردیفی ، به تعزیه وارد شده و خود را با آن وفق دهد ، علاوه بر این ، موسیقی آوازی تعزیه ، از موارد دیگری نظیر نقالی ، هم سرایی و نحوه خوانی ، و موسیقی نواحی ایران بهره برده است که به اجمال به هر یک از آنان می پردازیم .

 

 

ردیف موسیقی دستگاهی :

 

در ادواز مختلف نظام پادشاهی ایران ،  دربار و پایتخت حکومت محل تجمع هنرمندان بوده است .

از زمان صفویه به دلیل منع سایر انواع موسیقی ، مراکزی نظیر تبریز ، قزوین و اصفهان ، محل تجمع تعزیه خوانان و راویان آوازهای مذهبی شد .

 

این راویان به دلیل تسلط بر دقایق و ظرایف آواز ، تکنیک ها و حالات مختلف آن برای شخصیت پردازی ها در نمایش های سوگ آور بهره می جستند .

شخصیت ها و کارکترهای مختلف نیز این مکان را فراهم می کرد .

در زمان زندیه نیز شیراز ، رویکردی این گونه یافت .

نکته مهم در این مورد آن است که مکاتب مهم آواز در ادوار بعد در این شهرها پدید آمدند و موسیقی دانان این مکاتب را با نام مکاتب آوازی تبریز ، قزوین ، اصفهان و شیراز به رسمیت

می شناسند.

 

مکتب آوازی تهران نیز تحت تاثیر تکیه دولت و تجمع خوانندگان برجسته در آن به وجود آمد .

در واقع بزرگ ترین خوانندگان سده اخیر ، تعزیه خوان های برجسته ای بوده اند . سید احمد خان ، اقبال آذر و قلی خان شاهی ، از جمله کسانی هستند که نمونه های آوازی آنان در صفحه ضبط شده و می تواند مرجعی برای ارتباط میان آواز در تعزیه و موسیقی ردیف دستگاهی باشد .

 

خواننده بزرگی چون اقلبا آذر ، با سبک و تکنیکی ممتاز و حنجره ای رسا و قوی و تحریر های متنوع و پیچیده ، آواز را از تعزیه آغاز کرده بود و از کودکی در قزوین به دسته های تعزیه وارد شد .

 

نکته دیگر ، حفظ امانت داری ردیف آوازی ، توسط تعزیه خوان هاست . در یک دوره نسبتا طولانی ، از صفویه تا اواخر عهد قاجار ، تعزیه خوان ها ، مهم ترین راویان و مرجعان موسیقی آوازی بودند .

 

هم سرایی و آواز جمعی :

 

نوحه مهم ترین شکل آواز جمعی است ، در این فرم ، تعزیه خوان و گروه هم خوان و گاه مخاطبان ، به صورت سوال و جواب ، یک آواز مذهبی را که دارای ریتم مشخص است را اجرا می کنند . تعزیه ها اغلب با پیش خوانی ، شروع می شد .پیش خوانی نیز شامل اجرای نوحه ها و مقدمه ای برای شروع نمایش بود .

 

نوحه خوانی و مرثیه خوانی دسته جمعی در سوگ قهرمانان اسطوره ای و شخصیت های بر جسته ، از پیش از اسلام رایج بود . این سنت به شکل مذهبی ، وارد تعزیه نیز شد

 

 

نقالی :

 

دو شیوه مرسوم د نقالی یعنی نقالی حماسی و نقالی مذهبی ، پدیده ای مستقل بود که به تعزیه

راه یافت .

نقل حماسی بیشتر شامل شاهنامه خوانی و نقل مذهبی شامل حمله خوانی و حمزه خوانی بود .

نقال با ترکیبی از روایت داستانی ، دکلمه آواز و خواندن برخی نغمه ها به صورتی تحکم آمیز ، یک حکایت حماسی یا مذاهبی را بیان می کرد .

 

در نقل مذهبی ، بیان تراژیک و غم انگیز و در نقل حماسی بیان پر طمطراق و خطابی وجود داشت .

 

تعزیه از هر دو بیان در تکامل خود بهر جست . مظلوم خوان ها ( اولیا یا امام خوان ها )  بیشتر از نقل مذهبی و مخالف خوان ها ( اشقیا و دشمنان )  از نقل حماسی بهره گرفتند .

 

(( هنوز هم می توان دو روش مشخص مقالی را در تعزیه تشخیص داد . بیان غمناک آوازی در دستگا های معین موسیقی ایرانی که مظلوم خوان ها به کار می بردند و بازمانده نقالی مدهبی است. بیان غلو شده پر از طمطراق و تحرک و شکوه که اشقیا به کار می بردند و بازمانده نقالی حماسی است .))

  

موسیقی نواحی :

 

آواز و نغمه های مناطق مختلف ایران به دو شکل در تعزیه بروز کرد . حضور خوانندگان برجسته و شاخصی که از شهرهای مختلف ترکیه دولت می آمدند ، برخی حالات و نغمه ها را وارد تعزیه کرد .

از سوی دیگر اجرای تعزیه در مناطقی نظیر گیلان ، مازندران ، آذربایجان و... تلفیقی از روایت های مرسوم تعزیه و نغمه ها و آوازهای محلی را پدید آورد .

این آوازها اغلب شامل مواردی بودند که از نظر فرم و محتوا بیانی غمناک داشتند . در این مورد می توان مثال هایی ارایه کرد :

 

مازندران :

 

در میان انواع موسیقی مذهبی در مازندران ، تعزیه ، بیشترین ارتباط متقابل را با موسیقی منطقه ایجاد کرده است .

مقام امیری به عنوان برجسته ترین و مشهور ترین نقام رایج در منطقه ، در بخش موسیقی آوازی و حتی سازی تعزیه راه یافت و حتی تا دو سوی البرز کشانده شد .

از سوی دیگر برخی از نغمه های منطقه کومش ( سمنان ) ، از طرق تعزیه به موسیقی منطقه مازندران نفوذ کرد.

آوازهایی نظیر نجما ، حقانی ، محزونی و صنمبر از کومش به موسیقی آوازی مازندران راه یافته و به تدریج نیز با سازهایی نظیر (( لله وا )) ( نی چوپانی ) و کمانچه اجرا شدند .

 

 طالقان :

 

موسیقی مذهبی در طالقان ، مهم ترین موسیقی منطقه است .

 در تعزیه این منطقه آوازی موسوم (( به کل امیر )) که به احتمال برگرفته از امیری مازندران است .

جایگاه ویژه ای دارد . کل امیر همچنین توسط شعر خوان های طالقان در بیان احادیث و روایت به کار می رود .

نکته قال توجه در مورد ارتباط تعزیه و موسقی نواحی ، در موسیقی سازی نهفته است . بر خلاف مناطق مرکزی و شهرنشینی که موسیقی تعزیه کاملا مستقل است ، در نواحی و مناطقی نظیر مازندران ، گیلان ، کومش و طالقان ، آوازهای منطقه ضمن تاثیر در تعزیه ، به مقام های سازی دیگر مناطق هم جوار وارد شدند .

ارتباط عمیق میان ساز و آواز در مناطق یاد شده و حضور سازهایی نظیر انواع نی با بیان غمناک و ویژه اش ، به این ارتباط ، کمک شایان کرده است .

نفوذ و حضور، حالت هایی مختلف از تعزیه در ساز و آواز  مناطق یاد شده ،  جنبه دیگری از این کنش و ارتباط متقابل است .

 

موسیقی سازی :

 

بر خلاف موسیق آوازی و گسترش قابل توجه آن ، موسیقی سازی تعزیه چندان تکامل و گسترش نیافت و در حد یک نماد تشریفاتی باقی ماند .

 در دوران  گذشته ، موسیقی سازی تعزیه در استفاده از سارهای بادی ( انواع سرنا و کرنا ) و کوبه ای ( انواع دهل و نقاره ) خلاصه می شد .

 

در زمان قاجار و پس از ورود موزیک نظام و سازهایی مربوط ، به تدریج سازهای غربی ، جانشین سازهای یاد شده شد .

 

هر چند در دوره ای کوتاه هر دو گروه سازها ، با هم به کار می رفت .

ترمپت ، ترومبون ، کلارینت ، سنج ، انواع طبل در این اواخر فلوت ابوا ، از رایج ترین سازهای مورد استفاده در تعزیه بوده اند .

 

در کلیه ادورا مذکور ، سازها وظیفه اعلام آغز مراسم ، ربط قسمت های نمایشی ، و ایجاد فضا را بر عهده داشتند .

عدم مشارکت آنها در متن و عدم همراهی با آواز ، سبب تغییر شکل  و گسترش سازهای مربوط به تعزیه شد .

 

در واقع حضور سازها ، لازم ، اما حاشیه ای بوده است .

منع مذهبی در استفاده از ادوات موسیقی ایرانی ، حجم صدایی کم و شرایط خاص مجریان موسیقی ( موقعیت اجرا ) سبب شد تا سازهای ایرانی هرگز به تعزیه راه نیابند ، این مسئله خود سبب شد جنبه نمایشی – تشریفاتی ، سازهای خبری – نظامی پیشین ، افزایش یافته و حجک صدایی و فضا سازی آنها ، موقعیت این گونه سازها را در سده های متوالی تثبیت کند ، این رویه هنوز ادامه دارد .

 

از زمان پهلوی اول ، با جلوگیری از اجرای تعزیه و منع نمایش های مذهبی بسیاری از سنت های آن به خصوص در زمینه اجرای آوازهای ، رو به اضمحال گذارد .

وقفه پیش آمده سبب شد در دوره حاضر ، بسیاری ار مجریان تعزیه ، به دلیل عدم آگاهی از رموز و دقایق موسیقی آوازی ، و با تاثیری از موسیقی رسانه ای ، ترانه ها و آوازهای روز و نوعی مصیبت خوانی شبه مداحی – مطربی ، به اجرای تعزیه بپردازند .

 

با وجود ان که هنوز بقایایی از تعزیه خوان های برجسته و ممتاز حضور دارند ، اما شکل غالب اجرای تعزیه به خصوص در نواحی شهرنشین نظیر تهران ، مبتنی بر اجرایی غیر اصیل ، سطحی و فرمایشی است . بی تردید تعزیه در بخش موسیقی ، نیاز به بازنگری اساسی دارد .

پایان

 

 پا نوشت : بخشی از این نوشتارها ( مقاله دوم ) گفته های شخص : محمدرضا درویشی ،

بهرام  بیضایی و حاتم عسگری و راویان تعزیه در ایران نظیر هاشم فیاض شکل گرفته است

و بقیه متن ( متن اول و دوم ) توسط نویسنده این مقاله ( حمیدرضا آفریده ) جمع آوری و بازنگری شده است .


مبنع :و انتشار یافته در : http://www.harmonytalk.com/id/2485

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

موسيقي مي تواند ضريب هوشي را تا 7 درجه افزايش دهد

پژوهشگران مي گويند. نتايج تحقيقات گوناگون نشان مي دهد.موسيقي مي تواند ميزان ضريب هوشي را در ميان كودكان وبزرگسالان را تا7درجه افزايش دهد دانشمندان با انجام تحقيقاتي ادعا دارند افرادي كه بتواند يك ساز موسيقي را بنوازد .زندگي اجتماعي بهتري دارد ودر تحصيلات خود موفق تر ند تحقيقات جديد نشان مي دهد افرادي كه به طور منظم يك ابزار موسيقي را مي نوازدپس از مدتي شكل وقدرت مغز خود را تغير مي دهد كه اين عامل در نهايت مي تواند به بهبود مهارتها وتوانايهاي اداركي آنها منجر شود حتي موسيقي مي تواند ضريب هوشي كودكان و بزرگسالان را 7درجه افزايش دهد

محققان در اين باره اعلام كردند . شواهد نشان مي دهد مغز موسيقدانان از لحاظ ساختار و عملكرد با افرادي كه با موسيقي آشنا ندارند تفاوتهاي زيادي دارند نواختن موسيقي سبب مي شود قسمتهاي خاصي از مغز كه وظيفه پردازش ونواختن يك آهنگ خاص را داند تقويت شود اين قسمت همچين وظايف ديگري مانند توانايي حركتي . مهارتهاي شنيداري و ذخيره سازي اطلاعات را دارند وزماني كه فردي شروع آموختن يا نواختن يك ساز مي باشد اينئ قسمت به طور قابل توجهي رشد كرده وعملكرد به شدت حس اعتماد به نفس كودكان را افزايش مي دهد زماني كه كودكي قادر به نواختن يك ساز خاص است . از سوي ديگر ان مورد تحسين واقع مي شود و همچنين عامل تاثير بسيار شگرفي در بالا رفت اعتماد به نفس در ميان كودكان دارد

 
 
 |    نوشته شده توسط رضا احمدپور
 
 
 

pctfx3.3

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب